كالشمس لا تبتغى بما صنعت * منفعة عندهم و لا جاها
متنبى ، التمثيل و المحاضره ، ص 229 باران نيز بر گلزار و شوره زار مىبارد و منفعتش عام است :
تو ابر رحمتى اى شاه و آسمان هنر * همىببارى بر بوستان و شوره ستان
عنصرى ، مجمع الفصحاء ، ج 1 ، ص 364 بيت ( 2739 ) ناظر بدين معنى است . نسخهى ليدن : بل چون بهشت .
احتمال اينكه مولانا چنين گفته است و سپس ديگران تغيير دادهاند تا موافق عقيدهى مسلمانان در محروميت ديگران از بهشت باشد ، با وجود نسخهى موزهى قونيه كه در متن آوردهايم ، ناموجه است .
جواهر بافته : ظاهرا مقصود پارچهاى است كه بجواهر آموده باشند ، گوهر آگين ، گوهر نگار .
مىتوانيد « بافته » را صفت « اهل ظاهر » فرض كنيد چنان كه شارحان مثنوى گفتهاند يعنى آراسته به جواهر ، درين صورت محتاج به ارتكاب مجاز است .
[ در بيان آن كه چنان كه گدا عاشق كرم است و عاشق كريم كرم كريم هم عاشق گداست ]
بانگ مىآمد كه اى طالب بيا * جود محتاج گدايان چون گدا
جود مىجويد گدايان و ضعاف * همچو خوبان كاينه جويند صاف
روى خوبان ز آينه زيبا شود * روى احسان از گدا پيدا شود
پس از اين فرمود حق در و الضحى * بانگ كم زن اى محمد بر گدا
چون گدا آيينهي جود است هان * دم بود بر روى آيينه زيان
آن يكى جودش گدا آرد پديد * و آن دگر بخشد گدايان را مزيد
پس گدايان آيت جود حقاند * و آن كه با حقند جود مطلقاند
و آن كه جز اين دوست او خود مردهاى است * او بر اين در نيست نقش پردهاى است
ضعاف : جمع ضعيف بمعنى ناتوان و بىنوا ، تهى دست ، اندك مايه .