خاص و عامه از سليمان تا به مور * زنده گشته چون جهان از نفخ صور
اهل صورت در جواهر بافته * اهل معنى بحر معنى يافته
آن كه بىهمت چه با همت شده * و آن كه با همت چه با نعمت شده
مصلى : سجاده ، جا نماز .
رب سلم : مأخوذ است از حديث ذيل : الصراط كحد السيف او كحد الشعرة و ان الملائكة ينجون المؤمنين و المؤمنات و ان جبريل ( ع ) لأخذ بحجزتى و انى لأقول يا رب سلم سلم .
( صراط و پل چينود چون دم شمشير و يا بباريكى موى است و فرشتگان ، زنان و مردان مؤمن را رهايى مىدهند و جبرئيل دست در كمر گاه من استوار دارد و من مىگويم پروردگارا سلامت دار ، سلامت دار . ) احياء العلوم ، طبع مصر ، ج 4 ، ص 377 .
كوثر : جوى آبى در بهشت كه كنارههاى آن از زر و يا مرواريد است ، داراى آبى سپيد تر از شير و شيرين تر از انگبين و خوشبوى تر از مشك كه بجاى سنگ ريزه بر مرواريد درشت و خرد مىغلطد و يا حوضى بفراخى مسافت ميان مدينه و عمان كه آب آن از شير سپيدتر و از عسل شيرين تر و تنگهاى اطراف آن كه براى آب خوردن است بشمارهى ستارههاى آسمان است .
جع : تفسير طبرى ، طبع مصر ، ج 30 ، ص 182 - 179 ، احياء العلوم ، ج 4 ، ص 379 ، تفسير ابو الفتوح ، طبع طهران ، ج 5 ، ص 594 - 593 .
خورشيد بر آباديها و ويرانهها مىتابد و بىدريغ نور مىپاشد :
كافتابى كه نيست نور دريغ * آبگينه تر نمايد اندر ميغ
حديقهى سنايى ص 69