تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى شريف ( فارسى ) — صفحة 1136

مساهمون:

ص١١٣٦
واجب از محرماتست پس معنى تبعيض حاصل است . تفسير ابو الفتوح رازى ، طبع طهران ، ج 4 ، ص 31 . » بگفته‌ى صوفيان ، چشم تن از حرام و چشم دل از ما سواى حق بسته بايد داشت ، بعضى گفته‌اند كه مقصود حفظ خواطر است از نظر به آفرينش هر چند كه بحسب ظاهر مباح است براى آن كه سالك مانند كسى است كه به قصد حج احرام مىبندد و مادام كه سلوك خود را تمام نكند ترك نظر به غير حق و انصراف از عموم خوشيها بر او واجب است . فائده‌ى ترك نظر دفع خاطرهاى پليد است از آن جهت كه نظر ، فكر را بر مىانگيزد و بسوى بيرون ، گرايان مىكند ، تاويل مولانا بگفته‌ى صوفيان نزديك است نهايت آن كه او ترك نظر را بر حسب مثال و از باب استناد به آيه‌ى كريمه مىآورد و مقصود آنست كه تمامى حواس را از التفات به غير حق و از خواهشهاى نفسانى نگاه بايد داشت . جع : تفسير سهل بن عبد الله ، طبع مصر ، ص 103 ، حقائق سلمى ، لطايف الاشارات از ابو القاسم قشيرى . نسخه‌ى عكسى ، بيان السعادة ، طبع طهران ، ج 2 ، ص 68 .
ريش او پر باد كاين هديه كراست * لايق چون او شهى اين است راست
زن نمىدانست كانجا بر گذر * هست جارى دجله‌ى همچون شكر
در ميان شهر چون دريا روان * پر ز كشتيها و شست ماهيان
رو بر سلطان و كار و بار بين * حس تجرى تحتها الانهار بين
اين چنين حسها و ادراكات ما * قطره‌اى باشد در آن نهر صفا
پر باد بودن ريش : بكنايت ، غرور و خود بينى . نظير : باد بروت ، باد سبيل . شست : قلاب ماهى گيرى . معرب آن شص است . تجرى تحتها الانهار : مقتبس است از آيه‌ى كريمه :
أَ يَوَدُّ أَحَدُكُمْ