تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى شريف ( فارسى ) — صفحة 1133

مساهمون:

ص١١٣٣
اى خداوند اين خم و كوزه‌ى مرا * در پذير از فضل اللَّه اشترى
كوزه‌اى با پنج لوله‌ى پنج حس * پاك دار اين آب را از هر نجس
تا شود زين كوزه منفذ سوى بحر * تا بگيرد كوزه‌ى من خوى بحر
تا چو هديه پيش سلطانش برى * پاك بيند باشدش شه مشترى
بىنهايت گردد آبش بعد از آن * پر شود از كوزه‌ى من صد جهان
اللَّه اشترى : مقتبس است از آيه‌ى شريفه :
إِنَّ اللَّهَ اشْتَرى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ .
( خداى تعالى جان و مال مؤمنان را ببهاى بهشت خريده است . ) التوبة ، آيه‌ى 111 . مفسران مىگويند كه خريد و معامله بر خدا روا نيست زيرا خريدار چيزى را مىخرد كه ملك او نباشد و مىخواهد كه آن را در تملك آرد و خدا مالك جهان است از اين رو ، آيه‌ى شريفه را از جنس مجاز و تمثيل فرض مىكنند بدين معنى كه چون بذل جان و مال از سوى مؤمنان ، استحقاق ثواب و بهشت مىآورد مثل آنست كه مالى در برابر بها و ثمنى قرار مىگيرد و عوض و معوضى فرض مىشود بدين مناسبت ، آن را به خريد و معامله تعبير كرده است . صوفيان گفته‌اند كه نفس آرزوكده و بلا خيز است ، مال نيز سرمايه‌ى بزه‌مندى و عصيان است خداوند نسبت ملكيت مؤمنان را از اين دو سلب كرد زيرا هر دو زيان آور است و بجاى آن چيزى مىدهد كه سراسر سود است ، جنيد گفته است حكمت اين خريدارى آنست كه مؤمنان بر زوال تصرف خود در جان و مال واقف گردند و در خور مجاورت حق شوند ، ابو بكر وراق مىگويد نفس و مال ، وسيله‌ى اداء فرائض و نوافل است و مقصود آنست كه مؤمنان بدانند كه از خود چيزى ندارند و بعملى كه مىكنند فريفته نشوند و اعجاب نياورند . بعضى از صوفيان واپسين معتقداند كه اين خريدارى حقيقت است و