مانند زه كمان مستقيم باشد و خود را چنان نمايد كه هست .
صوفيان واپسين ، صدق را به پنج درجه تقسيم كردهاند : صدق در اقوال و موافقت دل با زبان ، صدق در افعال كه وفا كردن به اعمال شرعى است يعنى آنها را چنان كه حكم شرع است بجا آورند ، صدق در احوال كه توجه همت است بجناب حق بىتفرقهى خاطر ، صدق همت يعنى آن كه دل سالك بهر چه تعلق گيرد از آن باز نيايد پس چنين سالكى التفات به غير حق نتواند كرد ، صدق نور يعنى كشفى بدون استتار .
بعقيدهى مولانا ، صدق ، فنا و نيستى از خود و آثار خودى است يعنى آن كه خود را نبيند و جهد و كوشش خويش را به هيچ انگارد پس بدين معنى شامل فناى فعلى و ذاتى است .
جع : كتاب الصدق از ابو سعيد احمد بن عيسى الخراز ( متوفى 279 ) كه صدق را پايهى تمام معاملات و احوال و مقامات قرار داده است . رسالهى قشيريه ، طبع مصر ، ص 98 - 96 ، شرح منازل السائرين ، طبع ايران ، ص 99 - 96 ، فتوحات مكيه ، ج 2 ، ص 295 - 294 ، تعريفات جرجانى ، كشاف اصطلاحات الفنون ، در ذيل : صدق ، كشف اسرار معنوى ، در شرح ابيات مثنوى ، نسخهى عكسى ، احياء العلوم ، طبع مصر ، ج 4 ، ص 281 - 276 ، شرح ادب الدنيا و الدين ، طبع آستانه ، ص 442 - 429 . كه بيشتر در صدق اقوال سخن گفته است .
مجهود : عملى كه در آن كوشند ، توانايى و طاقت . بدين معنى مصدر است بر صيغهى ى اسم مفعول ، نظير : ميسور ، معسور ، مجلود ، مفتون . جع :
شرح شافيه ، طبع مصر ، ج 1 ، ص 175 - 174 .
مفازه : بيابان بىزنهار كه در آن آب و علف نيست .
چيست آن كوزه تن محصور ما * اندر او آب حواس شور ما