تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى شريف ( فارسى ) — صفحة 1128

مساهمون:

ص١١٢٨
طبقات مختلف خدمتگزاران از غلامان مسلح و حاجبان و نقيبان و ديگر انواع خدم و حشم مىنشستند و بحراست مشغول بودند و هيچ كس جز خاصان نمىتوانست بدانها نزديك شود ، دسترسى بملوك براى رعيت وقتى امكان داشت كه آنها براى شكار و يا چوگان بازى بر مىنشستند و متظلمان در راهگذر ، انتظار مىكشيدند ، در چنين وقتى ممكن بود كه مردم موكب سلطان و يا روى او را تماشا كنند و با داد خواهان شكايت آغازند ، خلفاء بنى العباس نيز در اواخر عهد ، درون قصر خلافت بسر مىبردند و مردم بنزد خليفه بار نمىيافتند حتى ملوك و امراى اطراف كه ببغداد مىآمدند بندرت ، اجازه‌ى ديدار خليفه حاصل مىكردند ، اين ديدار كه با تشريفات بسيار و خاص همراه بود به مدت كوتاه صورت مىگرفت و دراز نمىكشيد ، در اعياد ، خلفا بر مىنشستند و با كوكبه‌ى بزرگ در شهر مىگشتند و مردم از پنجره‌ها و در معابر ، خليفه را از دور مىديدند . « و هيچ آفريده را از ملوك ايام و صناديد انام و اشراف اطراف و اعيان زمان در حضرت خليفه بار نبودى ولى پيش قباب مجد و معالى را سنگى بمثابه‌ى حجر الاسود انداخته و طاقى اطلس سياه از مخرجه بر صفت آستينى سياه فرو گذاشته ، از سلاطين و ملوك اطراف ، كسى كه بسده‌ى سدره‌ى طاق عزت و عتبه‌ى عليه‌ى خلافت تشرف جستى آن آستين را چون دامن كسوت حرم معظم زيارت كردى و آن حجر را مانند محاجر بتان بوسه دادى و مراجعت نمودى . معتاد چنان بود كه در اعياد خليفه عزم ركوب فرمودى ، بر اسبى براق صورت ، برق رفتار ، گردن بطوق زر و دستارچه مزين و مطوق كرده و در ساخت و ستام مرصع مستغرق ساخته ، سوار شدى و طيلسانى مانند شب ديجور در روز دولت فرو گذاشتى ، با افراد سادات و كبار مشايخ عهد . » تاريخ وصاف ، طبع بمبيى ، ص 27 به اختصار . خاقانى بدين رسم اشاره مىكند .