ثبات قدم او در تصديق پيمبر تا بدان جا بود كه پس از نزول سورهى روم كه در آن بغلبهى روميان بر مردم ايران اشارت رفته است ، با مشركان مكه بر سر صدق اين وعده به پنج يا صد شتر گرو بست ، رسول خدا با او در كارها مشورت مىفرمود و او را در غار و بوقت هجرت با خود همراه برد ، وقتى پيمبر ( ص ) حديث معراج را نقل فرمود و ابو جهل بتكذيب برخاست ، او گفت پيمبر هرگز بدروغ نمىگرايد و اگر از معراج سخن رانده است راست مىگويد و همچنان است كه او فرموده است ، بگفتهى بعضى او را بواسطهى چنين تصديق بىقيد و شرطى ، صديق ناميدند . جع : احاديث مثنوى ، انتشارات دانشگاه طهران ، ص 27 ، تاريخ طبرى ، طبع مصر ، ج 2 ، ص 214 ، تفسير طبرى ، طبع مصر ، ج 21 ، ص 14 - 11 .
گفت من شه را پذيرا چون شوم * بىبهانه سوى او من چون روم
نسبتى بايد مرا يا حيلتى * هيچ پيشه راست شد بىآلتى
پذيرا : لايق ، قابل بمعنى مصطلح و متعارف در محاورات يعنى در خور .
ممكن است كه صفت در اين مورد بمعنى مفعولى آمده باشد چنان كه در كلمهى ( فريبا ) بگفتهى فرهنگ نويسان ، معنى مفعولى مىدهد يعنى فريفته :
هم حور بهشت ناشكيبا از تست * هم جادو و هم پرى فريبا از تست
مجد همگر جع : برهان قاطع ، فرهنگ جهان گيرى در ذيل : فريبا ، براهين العجم ، طبع طهران در فصل : الفات الحاقى . نظير آن ، مردار ، كه آن هم بمعنى مفعولى است .
مضمون اين ابيات شبيه است بگفتهى سعدى :
در مير و وزير و سلطان را * بىوسيلت مگرد پيرامن