بشدت نوريت و ضعف است و هر گاه نورى ضعيف را با نورى قوى اتصال روى دهد البته قوى مىگردد مثل اتصال شعلهى نار ضعيف بنار قوى و نزد عرفا مقرر است كه مريد اولا بايد كه مراقبهى شيخ خود كند تا آن كه در او فانى شود و خود را عين او بيند در اين وقت كمالات شيخ بحسب قابليت و استعداد او در او ظهور مىيابد بلكه صورت ظاهر او شبيه به او مىشود چنان كه مكرر مشاهده شده بعده بمراقبهى مشايخ سلسلهى خود مشغول گردد واحدا بعد آخر تا آن كه منتهى شود به حضرت خاتم الاوليا كه برزخ وسطى است و بعد از آن بمراقبهى برزخ كبرى كه خاتم الانبياست مشغول شود و به اين معنى اشاره فرموده كه
دوستى مقبلان چون كيمياست * چون نظرشان كيميايى خود كجاست
و لهذا واجب است كه شيخ ، كامل و و اصل بجميع مراتب و مقامات بوده باشد چه شيخ ناقص را چون مريدى مراقب شود ، نوريت استعداد ذاتى او نيز زايل گشته بظلمات آن شيخ ، مظلم و تيره مىگردد لهذا فرموده : « سوى هر ادبار تا كى مىروى . » كشف اسرار معنوى در شرح ابيات مثنوى ، نسخهى عكسى .
چشم احمد بر ابو بكرى زده * او ز يك تصديق صديق آمده
دربارهى اشتهار ابو بكر به « صديق » در ذيل : ب ( 2368 ) سخن گفتيم ، ابو بكر از مردان نامور اسلام است ، او بنا ببعضى روايات ، اولين كسى بود كه به حضرت رسول اكرم ( ص ) گرويد و بمحض اظهار نبوت ، بىآن كه دليل يا معجزهاى از حضرت پيمبر ( ص ) بخواهد ايمان آورد ، شيعيان و عدهاى از سنيان مىگويند كه پس از حضرت امير مومنان على ( ع ) اسلام را پذيرفت ، بروايتى پس از زيد بن حارثه مسلمان شد ولى متاخرين اهل سنت او را اولين كسى مىشمارند كه اسلام را قبول كرد .