ادبير : امالهى ادبار است ، مصدر بمعنى صفت فاعلى ، بد بخت ، بىدولت .
نسخهى موزهى قونيه ، نسخه بدل : همنشينى مقبلان .
همنشينى موثر است و اين حقيقتى است روشن ، بر اثر صحبت و همنشينى صفات درونى انسان بر وفق اوصاف همنشين در ظهور مىآيد ، خواه نيك يا بد زيرا آدمى مخلوطى است از خير و شر و صحبت محركى است خارجى كه خصوصيات درون را بر مىانگيزد و ظاهر مىسازد ، كيميا يعنى اكسير و مادهى مكمل بعقيدهى پيشينيان مس و قلع را به زر و سيم مبدل تواند كرد بدين جهت صحبت را كه مايهى تبديل اوصاف است به كيميا تشبيه فرموده است ، نظير :
كيميايى بو صحبتهاى تو * كم مباد از خانهى دل پاى تو
مثنوى ، ج 4 ، ب 3508 خليفه ، مطابق تعبير صوفيان كسى است كه بصفات مستخلف و آن كه خليفه مىگمارد ، متصف باشد و بنا بر اين خليفه كردگار ، آن كس را گويند كه از صفات بشرى رهيده و به اسماء و صفات الهى متحقق شده باشد ، تفاوت خليفهى خدا با خدا از آن جاست كه اوصاف قهر و لطف در وجود خليفه بنحو تعاقب ظاهر مىشود و او در حال و آن واحد بود صفت متصف و مظهر دو اسم نتواند بود بر خلاف حق تعالى كه نحوهى اتصاف وى بدين صفات منفك و جدا فرض نمىشود و او به اعتبار جمعيت ذات در همه حال بصفات قهر و لطف موصوف است ، فصوص الحكم ، طبع بيروت ، ص 55 ، كشف اسرار معنوى در شرح ابيات مثنوى ، نسخهى عكسى .
تاثير صحبت نزد عرفا مبتنى است بر « مراقبهى برازخ يا شغل برزخ و در تعبير نقش بنديان ، شغل رابطه » ، مىگويند : « مريد را بعد از تخليه و تجليه و تحليه لا بد است از مراقبهى بشيخ خود به حدى كه اتحادى روحانى فيما بين ايشان حاصل گردد چه مقرر است كه ارواح انوار مجرده و امتياز ايشان