تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى شريف ( فارسى ) — صفحة 1116

مساهمون:

ص١١١٦
رجوع ، باز گشت بنده به حق و يا جان بتن است ، در آمدن روح بجمع بندگان ، در قيامت بمعنى پيوستن و با بندگان ايزد بودن است ، بعضى نيز گفته‌اند كه آن ، در وقتى است كه ملك نامه‌ى عمل بدست بنده مىدهد ، عباد را هم برخى مخفف عبادت گرفته‌اند يعنى در بندگى من پيوند . صوفيان مىگويند نفس مطمئنه جانى است كه خدا را مىشناسد و يك چشم زدن از ديدار او شكيب ندارد و يا جانى است كه به حق پيوسته و بجايگاه امن و دور از فنا رسيده باشد ، بعقيده‌ى صوفيان اطمينان دل وقتى حاصل مىشود كه سكينه بر دل سالك فرو نشيند و آن ، تمثل صورت شيخ است در دل سالك كه فكر و حضورش نيز مىنامند ، تمثل ، گاه به شكل مباينت و گاه بنحو اتصال يا اتحاد و يا وحدت است ، اول در حالتى است كه صورت شيخ در دل به صورت ظرف و مظروف است و دوم آن گاه كه دل به صورت شيخ به نحوى از علائق روحانى مىپيوندد و سوم هنگامى كه آن دو ، از لحاظ اوصاف برابر مىشوند و يگانگى روى مىنمايد و چهارم در مقامى است كه دل در حقيقت شيخ فناء كلى مىپذيرد و حكم سلوك از دل بر مىخيزد و تنها صورت شيخ باقى مىماند و در اين مرتبه حالت اطمينان و آرامش بر باطن سالك مستولى مىگردد ، طلب بنهايت مىرسد و وصال روى مىنمايد . جنت نزد آنها ديدار خدا يا بقاء بعد الفناست ، مولانا تفسير اول را بر گزيده است هر چند كه آن دو ، در يكديگر پيوسته‌اند . جع : تفسير طبرى ، طبع مصر ، ج 30 ، ص 106 - 104 ، تبيان طوسى ، طبع ايران ، ج 2 ، ص 775 ، تفسير ابو الفتوح رازى ، طبع طهران ، ج 5 ، ص 531 - 529 ، تفسير امام فخر رازى ، طبع آستانه ، ج 8 ، ص 570 - 569 ، تفسير سهل بن عبد الله ، طبع مصر ، ص 184 ، كشف الاسرار ، انتشارات دانشگاه طهران ، ج 10 ، ص 491 - 489 ، حقائق سلمى ، لطايف