عالم السر الخفى : داناى راز نهان ، از اوصاف الهى است .
سه گز قالب : مجازا قالبى كوتاه و كم پهنا و محدود ، منطوق عدد مراد نيست چنان كه بعضى شارحان تصور كرده و براى آن تاويلات شگفت بر تراشيدهاند ، بعضى نيز گفتهاند كه هر انسانى به ذراع دست خود سه گز درازا دارد . مطابق گفتهى قدما طول قامت آدم ابو البشر شصت ذراع بوده است ( هر ذراع به مقدار امتداد دست است از بند مرفق تا سر انگشت ميانين . ) قصص الانبياء ثعلبى ، طبع مصر ، ص 29 . مولانا اين تعبير را باز هم به كار برده است :
بحر علمى در نمىپنهان شده * در سه گز تن عالمى پنهان شده
مثنوى ، ج 5 ، ب 3579 الواح : جمع لوح بمعنى تخته ، پيشتر كه كاغذ كم و گران بود ، تختهاى مدهون كه آن را ( نشره ) هم مىنامند براى اطفال مكتبى آماده مىساختند ، طفلان بر روى اين تخته مىنوشتند و براى درس يا مشق خط مجدد ، آن را مىشستند ، لوح بمعنى نوشته بدين مناسبت استعمال مىشود ، الواح در اصطلاح عرفا چهاراند : لوح قضا ، يا عقل اول ، لوح قدر ، يا نفس ناطقه ، لوح نفس جزئيه سماويه ، لوح هيولى در عالم صورت . بعضى الواح را به نفوس جزئيه تفسير كردهاند . جع : تعريفات جرجانى ، در ذيل : لوح ، كشف اسرار معنوى در شرح ابيات مثنوى .
درس كردن : آموختن ، ياد گرفتن .
علم الاسماء : مقتبس است از آيهى شريفه كه در شرح مثنوى شريف ، ج 2 ، ذيل : ب ( 1234 ) بهمراه اقوال مفسرين نقل كردهايم .
گشاد : گشايش ، شرح صدر ، در مصراع اول . وسعت و فراخى ، در مصراع دوم .
گفت پيغمبر كه حق فرموده است * من نگنجم هيچ در بالا و پست