تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى شريف ( فارسى ) — صفحة 1115

مساهمون:

ص١١١٥
تواتر تجليات و تحقق بهر يك از مراتب آنها ، در پايان كار ، به تمام اسماء و صفات الهى متحقق مىگردد و تجلى گاه ذات حق مىشود ، و دل در آن حالت ، كه گفتيم صفت جمعيت به خود مىگيرد ، از محدوديت و تنگى مىرهد و فراخ و پهناور مىگردد ، آن چنان پهناورى كه حق در آن تواند گنجيد ، اما آسمان و زمين و ديگر مراتب آفرينش هر يك در حد خود زندانىاند و سر انگشتى از مقام خود نتوانند گذشت زيرا عشق ندارند و از آمادگى براى يافتن كمال مضاعف محروم هستند و بتعبير صوفيان ، هر يك از آنها در تحت تربيت و پرورده‌ى اسمى خاص‌اند كه ( رب ) و پروردگار آنهاست و غايت كمالشان رجوع و يا تحقق بدان اسم است مگر دل آدمى كه در تحت تربيت اسم ( اللَّه ) است كه آن را نمودار جمعيت و شمول كليه‌ى كمالات فرض مىكنند . استناد بدين حديث راهى است براى اثبات مضمون ابيات پيشين .
گفت ادخل فى عبادى تلتقى * جنه من رؤيتي يا متقى
مقتبس است از آيه‌ى كريمه :
يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ، ارْجِعِي إِلى رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً ، فَادْخُلِي فِي عِبادِي ، وَ ادْخُلِي جَنَّتِي
( اى جان به حق آرام يافته بپروردگارت باز آى تو از خدا خشنود و خدا از تو خشنود ، بجمع بندگانم پيوند و ببهشت كرامتم اندر رو . ) الفجر ، آيه‌ى 27 ، 28 ، 29 ، 30 . مفسران گفته‌اند كه اين سخن گفتار فرشتگان است كه در وقت مرگ يا بعث و يا روز قيامت به مؤمن مىگويند ، نفس مطمئنه هم جانى است كه بنويدهاى خداوند و بكرامت مؤمنان در آخرت آرام يافته و يا تسليم فرمان حق شده و يا به خدا گرويده و دل بامر وى داده و يا ببشارتهاى فرشتگان اطمينان يافته باشد .