طاعات با مومنان هم داستان مىگردد ، بدليل آن كه اعمال ظاهرى بحسب عادت بر حسن نيت و صدق گواهى مىدهند و انسان پاك و راست رو آنست كه نيست و عملش موافق يكديگر باشد ، فكر نفاق و ريا ازين راه در انسان ريشه مىدواند كه بموجب اين اصل ، غالب مردم به ظاهر كار فريب مىخورند ، مولانا گواه دروغ آراى و راست گو و يا عمل نفاق آميز و از صدق انگيخته را به سر گردانى و مستى كه از دوغ و شراب مىخيزد تشبيه مىكند بدان مناسبت كه هر دو نوعى تغيير حالت و سر سنگينى است ولى كجا حالت مست بىخبر و حالت دوغ خوردهى خواب آلود .
ظاهرا اين ابيات بمنزلهى جواب سؤالى است كه ممكن است از پيوستگى عمل و نيت پيش آيد بدين صورت كه همواره عمل از نيت پاك حكايت نمىكند .
جواب مولانا اينست كه آن چه گفته آمد اصلى كلى است مانند اقامهى شهود كه نوع بشر در اثبات دعاوى بدان تمسك مىجويند و داوران بموجب آن ، حكم مىدهند و بدان نمىنگرند كه بعضى اوقات ، شهود ، دروغ مىگويند و يا مدعى ، سند جعلى عرضه مىكند .
نظير آن ، در موضع ديگر از مثنوى :
گر بطرارى كند پس دو گواه * جرح شد در محكمهى عدل إله
هست صياد ار كند دانه نثار * نه ز رحم و جود بل بهر شكار
هست گربهى روزه دار اندر صيام * خفته كرده خويش بهر صيد خام
كرده بد ظن زين كژى صد قوم را * كرده بد نام اهل جود و صوم را
مثنوى ، ج 5 ، ب 191 ببعد مضمون بيت اخير ناظر است بحديث ذيل : اللَّهم ارنا الاشياء كما هى . ( خدايا اشيا را چنان كه هست بما بنماى . ) كشف المحجوب ، طبع لنين گراد ، ص 231 ، 526 ، احاديث مثنوى ، انتشارات دانشگاه طهران ،