مقصود از ذكر اجل در سوره الانعام آيه ذيل است :
هُوَ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ طِينٍ ثُمَّ قَضى أَجَلًا وَ أَجَلٌ مُسَمًّى عِنْدَهُ
. ( خدست كه شما را از گل آفريد و مهلتى نهاد و مهلتى است نامزد كرده نزد او . ) الانعام ، آيه 2 .
مفسرين ، از روى سياق آيه و تغيير عبارت در ذكر اجل مىگويند انسان داراى دو گونه اجل است ولى در تشخيص آن دو ، اختلاف كردهاند بدين صورت : اول اجل مردگان است و دوم زندگان ، مرگ است و قيامت ، از آفرينش تا مرگ و از مرگ تا بعث و رستخيز ، عمر رفته و باز مانده هر كس است ، اجل طبيعى و اخترامى است ، خواب و مرگ است ، وقت حدوث حيات دنيوى و بعث است . مولانا اين قول اخير را بر گزيده است .
صوفيان گفتهاند كه نخست اجل ، امتحان است در دنيا و دوم اجل ، امتنان است در عقبى و يا اولين اجل ، طلب سالك است كه نهايت مىپذيرد و آخرين اجل ، زمان وصال است كه نهايت ندارد . جع : تبيان طوسى ، طبع ايران ، ج 1 ، ص 589 ، تفسير ابو الفتوح رازى ، طبع طهران ، ج 2 ، ص 254 - 253 ، تفسير امام فخر رازى ، طبع آستانه ، ج 4 ، ص 12 ، لطايف الاشارات از ابو القاسم قشيرى ، نسخهى عكسى ، شرح مواقف ، طبع آستانه ، ج 3 ، ص 137 - 136 ، نهاية الاقدام ، ص 416 .
در ابيات پيشين گذشت كه ظهور اشيا داراى مراحل مختلف است اكنون مىگويد كه حدوث و تكون هر حادث و كائنى موقوف است بزمانى معين كه پيش از آن و پس از آن ، در وجود نمىآيد و آن نسبت به اشيا تفاوت دارد چنان كه تره بار در دو ماه و گل سرخ پس از گذشت سالى و لعل در مدت دراز و طولانى خلعت هستى مىپوشد و براى هر يك مهلتى مقرر است كه از آن تجاوز نتواند كرد ، معانى و اوصاف درونى نيز چنين است و بعضى در همين جهان كيفيت آن پديد مىآيد و برخى مانند سعادت و شقاوت در آخرت ظاهر