تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى شريف ( فارسى ) — صفحة 1091

مساهمون:

ص١٠٩١
برهان قاطع هم بضم اول ضبط مىكند ولى در لهجه‌ى اهل بشرويه بفتح اول تلفظ مىشود مانند لهجه‌ى مردم طهران . كلوا : بخوريد ، صيغه‌ى دوم شخص جمع از امر حاضر در زبان عربى . حدث : مدفوع و افكنده‌ى روده‌ى انسان . شهور : جمع شهر بمعنى ماه ، جزوى از دوازده جزو سال . يوم النشور : روز قيامت كه مردگان از گور بر مىخيزند و در صحراى محشر پراكنده مىشوند . چنان كه گفتيم ، مردم شناسى و معرفت انسان بنحو كمال ، سخت دشوار و يا ناممكن است از آن جهت كه از صفات و معانى مختلف تركيب يافته و يا آن كه بسبب عروض فعليات گوناگون و متعاقب ، شخصيت وى همواره در تحول و تغير است بنا بر اين شخصيت حقيقى او مناسب آخرين فعليتى است كه نفس او بدان تحقق مىپذيرد و رقم سعادت يا شقاوت بر پيشانيش مىنهد و از اين رو ، آدمى را از دريچه‌ى عاقبت بايد شناخت ، مردم در اين شناخت بر تفاوت‌اند ، آنها كه نظر باطن بين دارند از مقدمات تحول و تبدل انسان ، پايان كار را بحدس صائب در مىيابند ، اقوال و اعمال هر كسى از نحوه‌ى تشخص نفسانى و طرز فكرش حكايت مىكند ، هر فعليت ، مقدمه‌ى و بمنزله‌ى علت اعدادى است براى فعليت ديگر ، مثل اينكه ما از هوشمندى و چگونگى و مقدار كوشش اشخاص درجه‌ى موفقيت و كاميابى آنها را حدس مىزنيم و اغلب چنان مىشود و يا بد فرجامى ديگرى را از اهمال و سست رايى او ، پيش بينى مىكنيم و غالبا حدس ما راست چنان مىافتد ، آنها كه بخصائص روحى انسان در نتيجه‌ى آزمايشها و يا به علت هوش و خردمندى تند و مو شكاف ، آشنايى دارند همچنين ، كيفيت دگرگونى جان انسانى را از مقدمات ، حدس توانند زد زيرا هر صفت و يا تشخص درونى پايه‌ى حصول صفتى است مناسب خود مثل اينكه در ساختمان
شرح مثنوى شريف ( فارسى ) — صفحة 1091 | بديع الزمان فروزانفر