ديوار و سقف ، تناسبى ميانهى اجزاى آنها ضرور است بدين جهت مولانا مىگويد كه تلخ و شيرين را به چشم دل و نه به چشم حس مىتوان ديد .
آن گاه بر دشوارى معرفت انسان دليل مىآورد بدين گونه كه بسيارى از مردم بسبب قدرتى كه در اعمال ريا و نفاق دارند و يا از آن رو كه آدمى از ديگر جانوران هوشمند تر است ، بالطبع در اظهار و يا نهفتن افكار و اعمال خود به حكم عقل داورى مىكند و بر حسب مصلحت بعضى را آشكار و بعضى را پنهان مىدارد ، همنشينان او بدين سبب در شناخت وى بدرجات مختلف تقسيم مىشوند ، بعضى باولين نظر و ديگران در مراحل پياپى آزمايش مىشناسند ، دستهاى از مردم نيز چنان بر كتمان قادراند كه در اين جهان شناخته نمىشوند و باطنشان در آن جهان متمثل مىگردد ، اين معنى را به زهرى نهفته در شكر ، مثال مىزند كه آدميان آن را بر تفاوت ، حس مىكنند ، آنها كه تيز هوش تراند ببو و ديگر كسان يا بحسب درجات هوش و زيركى در دهان يا گلو يا در روده يا بوقت برون افكندن تمييز مىدهند ، اين تفاوت تشخيص از آن جا مىخيزد كه مراتب ديد و بينش چشم عاقبت بين هم بر صفت قوهى ديد حسى و جسمانى اختلاف مىپذيرد .
ظاهرا مضمون اين ابيات ، مستفاد است از حديث ذيل : ان لله خلقا يعرفون الناس بالتوسم . ( خداى را بندگاناند كه مردم را از روى سيما مىشناسند . ) احاديث مثنوى انتشارات دانشگاه طهران ، ص 24 .
مطابق گفتهى بزرگان دين و عقائد مسلمانان ، اعمال مردگان ، در گور بر آنها عرضه مىشود و دريچهاى از بهشت يا دوزخ بر روى آنها مىگشايند ، غزالى درين باره بحثى مفصل كرده و روايات بسيار آورده است ، او معتقد است كه اين مطلب از روى مكاشفات بثبوت رسيده است ، از متاخرين ، مرحوم حاج محمد كريم خان از رؤساى فرقهى شيخيهى كرمان و دانشمندان پر كار قرن سيزدهم هجرى ، هم در باب احوال مومنان و كافران ، پس از مرگ ، به اشباع و
شرح مثنوى شريف ( فارسى ) — صفحة 1092
مساهمون: بديع الزمان فروزانفر
ص١٠٩٢