تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى شريف ( فارسى ) — صفحة 1082

مساهمون:

ص١٠٨٢
مىبرند و بدان تنقل مىكنند ، مجازا معنى و مضمون بكر . شير و شهد ، شهد و شير : بكنايت ، دو چيز موافق ، ضد : آب و روغن . نيز نكته‌هاى لطيف درين مورد از مثنوى . زهرستان : معدن زهر ، تركيبى است از نوع گلستان ، سروستان ، بىدستان . مولانا اين تركيب را با توسع تمام به كار مىبرد ، از قبيل : غيبستان ، عيبستان ، يوسفستان . ريش سر : زخم سر ، مقصود كچلى است براى آن كه موى سر كسى را كه كچل مىشد مىكندند . حرون : ستور سركش . مبين : آشكار و واضح ، روشنگر و مقصود قرآن مبين است ، بعضى فعل نهى خوانده‌اند از ديدن . و آن غلط است . كيف آسى : مقتبس است از آيه‌ى شريفه :
فَكَيْفَ آسى عَلى قَوْمٍ كافِرِينَ
( پس چگونه اندوه خورم بر قومى از كافران . ) الاعراف ، آيه‌ى 93 . اين جمله از قول شعيب پيمبر است ولى پيمبران در نظر مولانا يك حقيقت‌اند كه در كالبدهاى متعدد ظاهر مىشوند بدين جهت مىگويد : كژ مخوان . كافر و ظالم يك جنس‌اند . و الكافرون هم الظالمون . اين ابيات تفسير گونه‌اى است از آيه‌ى كريمه :
فَتَوَلَّى عَنْهُمْ وَ قالَ يا قَوْمِ لَقَدْ أَبْلَغْتُكُمْ رِسالَةَ رَبِّي وَ نَصَحْتُ لَكُمْ وَ لكِنْ لا تُحِبُّونَ النَّاصِحِينَ
. ( صالح روى از ايشان بر تافت و گفت اى قوم هر آينه پيام خداى خود را بشما رسانيدم و بر شما دل سوز بودم و پندتان دادم ولى شما پند آموزان را دوست نمىداريد . ) الاعراف ، آيه‌ى 79 . « چون قوم وى هلاك شدند . وى با جمعى مومنان بر آن هلاك شدگان زمانى نوحه كردند پس لبيك زدند و بخانه‌ى خداى رفتند . » قصص قرآن
شرح مثنوى شريف ( فارسى ) — صفحة 1082 | بديع الزمان فروزانفر