تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى شريف ( فارسى ) — صفحة 1080

مساهمون:

ص١٠٨٠
همچو روح پاك كز ننگ بدن * مىگريزد جانب رب المنن
اين بيت در المنهج القوى نيز آمده است .
چون شنيدند اين وعيد منكدر * چشم بنهادند و آن را منتظر
روز اول روى خود ديدند زرد * مىزدند از نااميدى آه سرد
سرخ شد روى همه روز دوم * نوبت اوميد و توبه گشت گم
شد سيه روز سوم روى همه * حكم صالح راست شد بىملحمه
چون همه در نااميدى سر زدند * همچو مرغان در دو زانو آمدند
در نبى آورد جبريل امين * شرح اين زانو زدن را جاثمين
زانو آن دم زن كه تعليمت كنند * وز چنين زانو زدن بيمت كنند
منتظر گشتند زخم قهر را * قهر آمد نيست كرد آن شهر را
منكدر : تيره و تاريك ، مجازا سخت و غم انگيز ، صفتى است كه مشتقات ديگر آن ، مستعمل نيست . ملحمه : حادثه‌ى بزرگ و صعب ، بىملحمه ، بىجنجال . جاثمين : مقتبس است از آيه‌ى شريفه :
فَأَخَذَتْهُمُ الرَّجْفَةُ فَأَصْبَحُوا فِي دارِهِمْ جاثِمِينَ
. ( پس قوم ثمود را صيحه‌ى آسمانى فرو گرفت وز آن پس همه در بامداد بجاى خود مرده و بر زانو افتاده بودند . ) الاعراف ، آيه‌ى 78 . « ايشان نطعها در پوشيدند و سرها به زير فرو بردند و هر يك از ايشان بر آن موضع كه بود زلزله گرفت ببانگ جبريل آتش بر آمد ، با جا بسوختند ، خاكستر گشتند . » قصص قرآن مجيد انتشارات دانشگاه طهران ، ص 81 ، نيز تفسير طبرى ، طبع مصر ، ج 1 ، ص 153 - 147 كه قصه‌ى صالح را بتفصيل تمام در بر دارد .
شرح مثنوى شريف ( فارسى ) — صفحة 1080 | بديع الزمان فروزانفر