اى قوم من اين ماده شتر از آن خداست و گواهى و معجزهاى بر راستى من براى شما ، بهليدش تا در زمين خدا بچرد و ببد آسيب مرسانيدش . ) هود ، آيهى 64 .
طالحان : جمع طالح بمعنى تبهكار و نابسامان .
ناقة اللَّه و سقياها : مقتبس است از آيهى كريمه :
فَقالَ لَهُمْ رَسُولُ اللَّهِ ناقَةَ اللَّهِ وَ سُقْياها
. ( پس پيمبر خدا بقوم ثمود گفت زنهار ماده شتر خدا را پاس داريد و از آب خوردنش بازمداريد . ) و الشمس ، آيهى 13 .
شحنه : كسى كه از جانب پادشاه و دستگاه حكومت براى ضبط امور و سياست مردم شهرى منصوب مىشد و بالطبع عدهاى از افراد مسلح بفرمان وى بودند . اين كلمه در عربى بكسر اول است و پارسيان اكنون بفتح اول تلفظ مىكنند .
درست : كامل و تمام ، بىكم و كاست . نظير : درست دينار و درهم ، ماه درست . جع : فرهنگ نوادر لغات و تعبيرات و مصطلحات ديوان كبير ، ضميمهى مجلد هفتم كليات شمس ، انتشارات دانشگاه طهران ، در ذيل : ماه درست .
روح همچون صالح و تن ناقه است * روح اندر وصل و تن در فاقه است
روح صالح قابل آفات نيست * زخم بر ناقه بود بر ذات نيست
كس نيابد بر دل ايشان ظفر * بر صدف آمد ضرر نى بر گهر
روح صالح قابل آزار نيست * نور يزدان سغبهى كفار نيست
حق از آن پيوست با جسمى نهان * تاش آزارند و بينند امتحان
بىخبر كآزار اين آزار اوست * آب اين خم متصل با آب جوست
براى تشبيه تن و جسم آدمى به شتر و ناقه ، جع : ذيل : ( ب 1966 ) تن باقتضاى ميل طبيعى بسوى مواد ارضى مىگرايد ، گرسنه مىشود و غذا مىخورد ،