تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى شريف ( فارسى ) — صفحة 1074

مساهمون:

ص١٠٧٤
ناقه‌ى صالح چو جسم صالحان * شد كمينى در هلاك طالحان
تا بر آن امت ز حكم مرگ و درد * ناقة اللَّه و سقياها چه كرد
شحنه‌ى قهر خدا ز يشان بجست * خونبهاى اشترى شهرى درست
ناقه : شتر ماده . صالح : مطابق روايات اسلامى ، يكى از پيمبران عرب است كه بقوم ثمود فرستاده شده بود ، ثمود دسته‌اى از عرب بودند كه در شمال مدينه مسكن داشتند و يك سره نابود شدند و بر افتادند و نژاد ايشان منقطع گشت . اين دسته از عرب را ( عرب بائده ) مىنامند يعنى بر افتاده . ناقه‌ى صالح : شترى بود كه بمعجزه‌ى او از كوه بيرون آمد ، قوم ثمود بت پرستان بودند ، صالح آنها را بخداى يگانه دعوت كرد ، از وى معجزه‌اى خواستند و تقاضا كردند كه از كوه شترى ماده و ده ماهه آبستن و پا بزا بيرون آورد ، صالح چنين كرد و آن ناقه در حال بزاد ، بچه‌ى او نيز قوى و كلان بود ، صالح با آن قوم قرار گذاشت كه آب قريه ، يك روز از آن شتر و بچه‌اش و روز ديگر از آن آنها باشد و آن روز كه ناقه آب مىخورد ، قوم ثمود از شير ناقه بياشامند ، ايشان ، آخر الامر ، اين قرار را بهم زدند و ناقه را پى زدند و مستحق عذاب شدند و بر افتادند . جع : قصص قرآن مجيد ، انتشارات دانشگاه طهران ، ص 81 - 78 ، قصص القرآن ثعلبى ، طبع مصر ، ص 56 . مر : تلخ ، مجازا بد خوى و بد سرشت . آب كور : مفرط در حرص و امساك چنان كه آب هم از سائل و مهمان دريغ دارد . نظير : نان كور . ناقة اللَّه : اشاره است به آيه‌ى شريفه :
وَ يا قَوْمِ هذِهِ ناقَةُ اللَّهِ لَكُمْ آيَةً فَذَرُوها تَأْكُلْ فِي أَرْضِ اللَّهِ وَ لا تَمَسُّوها بِسُوءٍ .
( و صالح گفت