اخروى آن ، مانند رحمت حق و بهشت محروم هستند زيرا مردود هر دو جهاناند ، اين مضمون مقتبس است از آيهى شريفه :
خَسِرَ الدُّنْيا وَ الْآخِرَةَ ذلِكَ هُوَ الْخُسْرانُ الْمُبِينُ
. ( منافق دنيا و آخرت را از دست مىدهد ، آنك زيانگارى آشكار . ) الحج ، آيهى 11 .
كه عقيدهى مفسرين نزديك است بدان چه اكنون گفتيم ، مىتوان گفت كه منافق را كفار از خود بسبب اظهار دين مىرانند و او به جهت شك و عدم اخلاص ، از طاعات هم برى بر نمىگيرد پس نه از منافع دنيوى و نه فوائد اخروى بهرهمند مىشود . صوفيان مىگويند زيانگارى اين جهان ، ترك طاعت و لزوم مخالفت است و حرمان آن جهانى ، گناه و جواب خصمان دنيوى است كه حقوقشان را ضايع كرده است و يا آن كه بىنصيبى از دنيا تبه كردن وقت ، و بر باد دادن آخرت ، سكون قلب در اكتفا بنعيم بهشت و حور و قصور است .
جع : تفسير طبرى ، طبع مصر ، ج 17 ، ص 85 ، تفسير امام فخر رازى ، طبع آستانه ، ج 6 ، ص 216 ، حقائق سلمى ، لطايف الاشارات از ابو القاسم قشيرى ، نسخهى عكسى .
اوليا و مردان خدا قدرتى مانند خدا دارند و مىتوانند احوال دل را بدل كنند و فعليات نفس را تغيير دهند اين نيرو را « جذب و كشش باطن » مىگويند ، بواسطهى اين نيروى آسمانى است كه آنها مستعدان را به خود جذب مىكنند و مردم سياه اندرون را از خود مىرانند يا يكى را كه جذب كردهاند بسبب ترك ادب ، مهجور و محجوب مىسازند ، مولانا جذب را به نيروى كهربا تشبيه مىكند .
آن چنان كه مرتبهى حيوانى است * كاو اسير و سغبهى انسانى است
مرتبهى انسان به دست اوليا * سغبه چون حيوان شناسش اى كيا
سغبه : در فرهنگهاى پارسى ضم اول بر وزن كلبه ضبط شده است ،