آهن است و سازندهى بدقت تمام همه جوانب را با رعايت ميزان جذب مغناطيس بنا كرده است چنان كه هيچ طرف بر ديگرى نمىچربد و بت بدين سبب در ميان گنبد آونگ مانده است ، بعضى از حاضران ، موافق و برخى مخالف شدند ، او گفت اجازه ده تا دو سنگ از بالاى گنبد بر گيرم ، محمود اجازه داد و او چنين كرد و بت بيكسو كژ شد تا تمام سقف را برداشت ، آن گاه بت بر زمين افتاد . آثار البلاد ، طبع بيروت ، ص 97 - 95 با ترجمه بپارسى و اختصار .
مولف عجايب المخلوقات كه كتاب خود را در نيمهى دوم قرن ششم و زمان سلطنت طغرل بن ارسلان ، آخرين پادشاه سلجوقى عراق ( 590 - 571 ) تاليف كرده است در باب خواص مغناطيس مىگويد : « هندوان از آن چيزها شگفت كنند ، خانهى از مغناطيس بكردند و بتى آهنين در آن بردند ، مغناطيس آن را از شش جهت جذب مىكرد تا معلق در هوا بماند . » عجائب المخلوقات انتشارات بنگاه ترجمه و نشر كتاب ، ص 154 .
چنان كه مىبينيد درين روايت و نيز در گفتهى ابن سينا و فخر الدين رازى و اسدى طوسى ذكرى از سومنات بميان نيامده است ، ابو ريحان بيرونى و گرديزى و ابن الاثير و منهاج سراج و مير خواند و خواند مير ، بصراحت گفتهاند كه اين بت را از سنگ تراشيده بودند و بنقل ابو ريحان آن ، صورت مذاكير مهاديو بوده است ، محمود غزنوى اين بت را شكست و قسمتى از آن را بر در جامع غزنين نهاد و ديگر قسم بر در كوشك سلطنت و يك قسم به مكه فرستاد و يك قسم بمدينه . قسمتى ازين بت كه بر در جامع غزنين نهاده بودند تا زمان تاليف زين الاخبار همچنان بر در جامع بوده است ( حدود 444 ) فرخى سيستانى كه در فتح سومنات قصيدهاى غرا بمطلع ذيل :
فسانه گشت و كهن شد حديث اسكندر * سخن نو آر كه نو را حلاوتى است دگر