تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى شريف ( فارسى ) — صفحة 1056

مساهمون:

ص١٠٥٦
بدين مناسبت مولانا حيرانى را در معنى انصراف از استدلال و توسل بنيروى عقل استعمال كرده است ، حيرت موجب قلق و نگرانى خاطر است و آن ذهن را بپژوهش و كاوش و فحص دلايل تازه وادار مىكند و بدين معنى عين هدايت و حيات فكرى است ، ابن عربى مىگويد : « فالهدى هو ان يهتدى الانسان الى الحيرة فيعلم ان الامر حيرة و الحيرة قلق و حركة و الحركة حياة . فصوص الحكم ، طبع بيروت ، ص 200 . پس حيرت موجب آن مىشود كه ما بدليل موجود بسنده نكنيم و بجست و جوى دليل و يا راه نو براى كشف مطلب بپردازيم و آن وقتى ميسر مىشود كه همت ما بدان چه هست قناعت نورزد و بتقليد اكتفا نكند بنا بر اين ، قناعت و خرسندى به نظر و عقيده‌ى موجود باعث باز ماندن و بىنصيب شدن از گنج تحقيق و معرفت است زيرا طلب و فحص با قناعت سازگار نمىآيد و كسى در طلب زيادت مىكوشد كه بدان چه دارد قانع نتواند بود . مولانا مىگويد فرض ديگر اينست كه خلاف رنگ با بىرنگ نه واقعى و نه مصلحتى است و در حقيقت جنگى وجود ندارد ولى خدا مىخواهد كه بسبب اين تصور ما را در حيرت افكند تا فكر و تعقل را كار بنديم و به ظاهر بسنده نكنيم و بطلب راستين ، رازهاى آفرينش را جست و جو نماييم و اين خود وجهى ديگر از وجوه حكمت و سبب سوزى و سبب سازى حق تعالى است . تمثيل معرفت و كشف حقيقت به گنج ، و حيرانى به ويرانى ، و قناعت بر دلايل و عقيده‌ى موجود و يا تقليدى به عمارت ، مبتنى بر آنست كه گنج را در ويرانه مىنهند تا ذهن كسى به محل آن متوجه نشود و در ويرانه‌ها مىيابند براى آن كه شهرها و يا خانه‌هايى كه بر اثر حوادث خراب مىشود و روى هم مىريزد ، صاحبان آنها فرصت آن ندارند كه نفائس اموال خود را بموضع ديگر منتقل كنند ، اين تمثيل ياد آور حكايت آن فقيرى است كه در خواب ديد گنجى