تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى شريف ( فارسى ) — صفحة 1054

مساهمون:

ص١٠٥٤
ببين در رنگ معشوقان نگر در رنگ مشتاقان * كه آمد اين دو رنگ خوش از آن بىرنگ جان اينك
ديوان ، ب 13923 در اين بيت ايمايى بمساله‌ى صدور كثير از واحد كه مورد بحث حكما و متكلمين است نيز تواند بود .
يا نه جنگ است اين براى حكمت است * همچو جنگ خر فروشان صنعت است
جنگ خر فروشان : بكنايت ، جنگ مصلحتى و ظاهرى بمناسبت آن كه خر فروشان به ظاهر جدل و نزاع ميان خود مىآراستند و قيمت خر را بالا مىبردند تا خريدار در غلط افتد و خر وامانده را به قيمت گران بخرد :
خر فروشان خصم يكديگر شدند * تا كليد قفل آن عقد آمدند
مثنوى ، ج 4 ، ب 3014
خر فروشانه يكى با دگرى در جنگند * ليك چون وانگرى متفق يك كارند
ديوان ، ب 8087 نظير : جنگ زرگرى . تعبير : خر فروشانه ، مفيد معنى حيله سازانه است يعنى حالت خر فروشان در جنگ مصلحتى براى فريب مشترى :
خر فروشانه دو سه زخمش بزد * كرد با خر آنچ ز آن سگ مىسزد
مثنوى ، ج 2 ، ب 242 صنعت : درين مورد ، ساختگى . اختلاف عقايد و آراء مذهبى و هر خلافى در امور ذهنى و خارجى سبب مىشود كه نيروى داورى انسان در كار ايستد و در تفاوت آنها نيك بينديشد تا بتواند يكى را بر ديگرى ترجيح دهد ، اين تامل قوه‌ى قضاوت آدمى را نيرومند