از مرتبهى اطلاق بقيد تعين مقيد شد و هر جا به تشخص و خصوصيت ديگر ظهور كرد ناچار يكى غير ديگرى آمد بلكه هر شخص غير ذات مطلق نيز گشت و سبب غيريت ايشان با يكديگر آنست كه هر يكى از خصوصيتى است كه در ساير تعينات نيست و ما به الامتياز اوست از همه ، و مغايرت هر يك با مطلق آنست كه ذات مطلق با همه است و بر هر كس صادق مىآيد و هيچ يكى از ايشان بر ديگرى صادق نمىآيد پس جنگ موسى با موسى كنايت ازين تغاير باشد و يا بدين معنى است كه چون ذات مطلق كه بىرنگ است برنگ صفات جمال و جلال و هدايت و ضلالت مقيد شد مظاهر هدايت و ضلالت با يكديگر تضاد و تخالف پيدا كردند بدين گونه كه يكى در جادهى بندگى و اطاعت قدم نهاد و ديگرى در راه نافرمانى و سركشى افتاد بلكن مظاهر هدايت نيز با هم جنگ و تخالف پيدا كردند زيرا كه هر چند جميع انبيا و اوليا در اصل هدايت و وصول به حق متحداند ليكن شريعت و طريق سلوك هر يكى غير شريعت و طريق سلوك ديگرى است و جنگ موسى با موسى كنايت از اينست و چون ذات مطلق را ملاحظه كنى و امتياز هدايت و ضلالت از نظر بردارى دانى كه موسى و فرعون هر دو مطيع رباند كه جز اطاعت و بندگى كارى ندارند . شرح ولى محمد اكبر آبادى ، طبع لكناهو ، ج 1 ، ص 176 ، 179 . اين تقرير شبيه است بدان چه در شرح مثنوى شريف ، ج 1 ، ذيل : ب ( 686 ) بيان كرديم كه مبتنى بر مذهب وحدت وجود است .
گر ترا آيد بر اين نكته سؤال * رنگ كى خالى بود از قيل و قال
اين مطلب بهر يك از سه تفسير كه بيان كرديم دشوار است و اهل ظاهر و عاميان آن را بر نمىتابند بدين جهت مىگويد كه رنگ ( خواه مذهب و خواه تعين ) منشا اختلاف و كثرت عقايد و يا اشخاص است و با وجود كثرت ، بحث