اين سفال و اين پليته ديگرست * ليك نورش نيست ديگر ز آن سرست
گر نظر در شيشه دارى گم شوى * ز آنك از شيشه است اعداد دوى
ور نظر بر نور دارى وارهى * از دوى و اعداد جسم منتهى
از نظزگاهست اى مغز وجود * اختلاف مومن و گبر و جهود
مثنوى ، ج 3 ، ب 1255 ببعد
موسى و عيسى كجا بد كافتاب * كشت موجودات را مىداد آب
آدم و حوا كجا بود آن زمان * كه خدا افكند اين زه در كمان
همان مأخذ ، ب 1275 ببعد
يك حملهى مردانهى مستانه بكرديم * تا علم بداديم و بمعلوم رسيديم
در منزل اول به دو فرسنگى هستى * در قافلهى امت مرحوم رسيديم
آن مه كه نه بالاست و نه پستست بتابيد * و آن جا كه نه محمود و نه مذموم رسيديم
ديوان ، ب 15622 ببعد در تقرير اين معنى از عين القضاة بشنويد : « اما اى عزيز شرطهاى طالب بسيارست در راه خدا كه جمله محققان خود مجمل گفتهاند . اما يكى مفصل كه جمله مذاهب هفتاد و سه گروه كه معروفند ، اول در راه سالك ، در ديدهى او يكى بود و يكى نمايد و اگر فرق داند و يا فرق كند ، فارق و فرق كننده باشد نه طالب ، اين فرق هنوز طالب را حجاب راه بود كه مقصود طالب از مذهب آنست كه باشد كه آن مذهب كه اختيار كند او را به مقصد رساند . و هيچ مذهب به ابتداى حالت بهتر از ترك عادت نداند چنان كه از جملهى ايشان يكى گفته است :