تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى شريف ( فارسى ) — صفحة 1047

مساهمون:

ص١٠٤٧
در مكان تحقق دارد سير مىكند پس گاهى در عالم اطلاق بال و پر مىگشايد و زمانى مقيد بحدود مكان است از آن رو كه به ظواهر پاى بند مىشود . اين گفت و گو را مولانا به شكل ديگر در ابيات ذيل بيان فرموده است :
فرعون را احسان تو از نفس ثعبان مىخرد * گر چه به ظاهر سوى او تهديد ثعبان مىكشى فرعون را گفته كرم بر تخت ملكت من برم * تو سر مكش تا من كشم چون تو پريشان مىكشى فرعون گفت اين رابطه از تست و موسى واسطه * مانند موسى كش مرا كو را تو پنهان مىكشى گفت او اگر موسى بدى چوب اژدهايى كى شدى * ماه از كفش كى تا بدى تو سر ز رحمان مىكشى موسى ما ناخوانده سوى شعيبى رانده * چون عاشقى درمانده بر وى چه دندان مىكشى موسى ما طاغى نشد وز واسطه ننگش نبد * ده سال چوپانيش كرد چون نام چوپان مىكشى
ديوان ، ب 35808 ببعد اين اشعار دلالت دارد بر اينكه مولانا قائل بايمان فرعون نبوده است بر خلاف ابن عربى .
چون كه بىرنگى اسير رنگ شد * موسيى با موسيى در جنگ شد
چون به بىرنگى رسى كان داشتى * موسى و فرعون دارند آشتى
بىرنگى : با ياء مصدرى ، فطرت و آفرينش نخستين ، عالم خدايى ، عالم وحدت و حقيقت مطلق . مىتوانيد آن را با ياء وحدت بخوانيد ، در آن صورت ،