من كه فرعونم ز شهرت واى من * زخم طاس آن ربى الاعلاى من
پنگان : طاس و طشت مسين يا رويين :
چيست اين خيمه كه گويى پر گهر درياستى * يا هزاران شمع در پنگانى از ميناستى
ديوان ناصر خسرو ، ص 439 نيز طاسكى از مس كه در بن آن سوراخى تنگ است و آن طاس را بر روى ظرفى پر آب مىنهند و همين كه پر شد و در بن ظرف افتاد بر مىكشند و باز بر سر آب مىگذارند و به مقدار زمانى پر آب شدن آن ، اوقات شبانه روز را مىسنجند و گاهى نيز آن طاسك را پر آب مىكنند و بر سر چيزى مىگذارند تا تهى شود و مقدار خالى شدن آن را يك واحد زمانى حساب مىكنند ، مقدار پر شدن يا تهى شدن را نيز پنگان مىگويند ، پنگان نوعى ساعت آبى است كه كشاورزان هنوز هم به كار مىبرند ، در بشرويه هر پنگانى برابر با شش دقيقه است و شبانه روز بدين شمار ، دويست و چهل پنگانست ، ميزان شش دقيقه از آب را هم پنگان مىنامند ، در كنار كشتمند خانهاى است بنام ( خانه پنگان ) كه در آن شخصى موظف ، مواظب نهادن و بر كشيدن پنگان است و او را ( پنگان كش ) مىگويند .
پنگان زدن : عمل زدن بر مس است كه عامه بوقت گرفتن ماه انجام مىدادند ، اينان معتقد بودند كه بدين وسيله گرفتگى ماه باز مىشود و خسوف مرتفع مىگردد .
ربى الاعلى : مقتبس است از آيهى شريفه : فقال انا ربكم الاعلى . ( فرعون گفت منم پروردگار مهين شما ) النازعات ، آيهى 4 قضاى بد و يا مهر دل و ختم را تشبيه كرده است به خسوف ماه و نوبت خدايى زدن و اقبال خلق را مانند كرده است به عمل عاميانه در زدن بر مس