هر كس در امور ذهنى و خارجى ، مناسب استعداد طبيعى و كيفيت خلقت اوست تا او را چگونه ساخته باشند ، و هيچ كس در چگونگى آفرينش خود مختار نبوده و نيست و نخواهد بود ، خواه آن كيفيت را معلول امر الهى يا امور طبيعى فرض كنيم ( از قبيل مواريث و ضعف و قوت اسباب جسمانى و احكام محيط كه هيچ يك اختيارى نيست ) نظر بدين نكته هر كسى در آن راه مىافتد كه آفرينش او مقتضى آنست و بنا بر اين ، در تبعيت از اصول خلقت ، ميانهى گمراه و آن كه در راه است تفاوتى وجود ندارد و هر دو محكوم اصول خلقت ، يا فرمان خدا هستند و براهى مىروند كه آفريدگار خواسته است و همان راه نسبت بهر يك از آن دو ، صراط المستقيم است كه صوفيان آن را « صراط ايجادى » مىنامند و گاهى از آن به « حقيقت كونيه » تعبير مىكنند ، اختلاف مومن و كافر ، بحسب ظاهر شريعت و احكام اصول اجتماع و در مقايسهى فردى با فردى ديگر يا طائفهاى با طايفهى ديگر است ، حكمى مستحدث و قياسى بشرى ، نه اصلى و نه يزدانى .
بر اين نكته مىافزاييم كه ابن عربى مطابق اصول خود و با تاويل آيات قرآن كريم بر مسلك خويش ، نتيجه گرفته است كه فرعون مومن بود و با ايمان مقبول از جهان رفت : فقبضه طاهرا مطهرا ليس فيه شىء من الخبث لانه قبضه عند ايمانه قبل ان يكتسب شيئا من الاثام . ( خدا جان فرعون را گرفت در حالى كه او از هر پليدى و پلشتى پاك و پاكيزه بود زيرا جانش را وقتى گرفت كه او ايمان آورد و هنوز بگناهى نيالوده بود . ) فصوص الحكم ، طبع بيروت ، ص 201 نيز ص 157 براى تفصيل بيشتر همان كتاب ، ص 211 - 201 ، حواشى ابو العلاء عفيفى بر آن ، ص 300 - 298 .
مقصود ابن عربى آنست كه فرعون بر ايمان مصطلح كه ايمان شرعى و يا ايجابى است در گذشت ، اين مطلب مخالف نصوص قرآن كريم است و يكى از
شرح مثنوى شريف ( فارسى ) — صفحة 1040
مساهمون: بديع الزمان فروزانفر
ص١٠٤٠