مولف تاريخ سيستان او را از نژاد زو پسر طهماسب كه نامش را در شاهنامه مىخوانيم ، شمرده است ، حمزه در جنگى كه با مردم نيشابور كرد زخمى شد و بر اثر آن ، در گذشت ، سال 213 ، روز آدينه دوازدهم جمادى الاخرى .
اين حمزه يكى از سران خوارج بود و در اين مذهب آراء خاص داشت ، پيروان او را ( حمزيه ) مىنامند ، اين مذهب يكى از شعب پنجگانه مذهب ( عجارده ) بشمار مىرود ، عجارده نام پيروان عبد الكريم بن عجرد از سران خوارج است .
اكنون گوييم كه بنا بر آن چه از تاريخ سيستان نقل كرديم كه بىگمان افسانهاى است كه داستان پردازان در هم بافتهاند ، احتمال مىرود كه پس از آن كه قصهء اين حمزه بدست فراموشى سپرده شده ، داستانهاى پهلوانى او در روايات مربوط به حمزه عموى پيمبر ( ص ) افزوده شده و از مجموع آنها « قصهى حمزه » ساخته شده باشد .
براى اطلاع از احوال حمزه بن عبد اللَّه خارجى و مذهب او ، جع : تاريخ سيستان ، طبع طهران ، ص 180 - 156 ، الفرق بين الفرق ، طبع مصر ، ص 80 - 76 ، مقالات الاسلاميين ، طبع مصر ، ج 1 ، ص 165 ، ملل و نحل شهرستانى ، طبع ايران ، ص 59 .
آن كه عالم مست گفتش آمدى * كلمينى يا حميراء مىزدى
براى تفسير اين بيت ، جع : ذيل : ب ( 1972 ) .
آب غالب شد بر آتش از نهيب * آتشش جوشد چو باشد در حجاب
چون كه ديگى حايل آيد هر دو را * نيست كرد آن آب را كردش هوا
ظاهرا بر زن چو آب ار غالبى * باطنا مغلوب و زن را طالبى