تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى شريف ( فارسى ) — صفحة 1029

مساهمون:

ص١٠٢٩
انوشيروان پادشاه نامور ساسانى و پيكار او با ديوان و پريان بر ساخته‌اند ، درين داستانها كه شبيه اسكندر نامه و خاور نامه است ، حمزه عيارى بنام عمرو بن اميه‌ى ضمرى دارد كه عياريها و شبروىها و شيرين كارىهاى او نظير قصه‌هاى نسيم عيار در دستگاه اسكندر است ، عمرو بن اميه يكى از صحابه‌ى رسول ( ص ) است كه در آخر خلافت معاويه و حدود سال ( 60 ) از هجرت بدرود حيات گفت ، وى مردى دلير و بىباك بود و حضرت رسول اكرم ( ص ) وى را نزد نجاشى فرستاد و به كارهاى صعب و گران مأمور مىفرمود ، او همچنين در داستان خاور نامه كه مخصوص ياد كرد پهلوانيهاى حضرت امير مومنان على ( ع ) است نقش عيار مخصوص و جلودار على را به عهده دارد . قصه‌ى حمزه كه جزو انتشارات دانشگاه طهران بطبع رسيده بالنسبه كهن است ولى تاريخ تدوين آن ، بتحقيق معلوم نيست ، اين قصه ، بسبب تصرفهاى نقالان و قصه پردازان بعدها با داستانهاى اسكندر و خاور نامه بهم آميخته و قسمتى از روايات اين دو كتاب بر آن ، افزوده شده و اضافات ديگر بدان انضمام يافته و به صورت « رموز حمزه » در هفت مجلد بدست ما رسيده است . در اواخر قرن دوم ( سال 179 ، يا 181 ) شخصى بنام حمزه بن عبد اللَّه كه نام ايرانى پدرش ( اترك ، ادرك ، و ظاهرا آذرك ) بود در سيستان بمخالفت هارون الرشيد برخاست و در سجستان و خراسان و مكران و قهستان و كرمان فتنه‌ها بر انگيخت و كشتزارها را سوخت و بر انداخت و بسيارى از مردم را كشت و چندين بار لشكريان خليفه را منهزم ساخت و بنا بروايت تاريخ سيستان « پس برفت و بسند و هند شد ، تا سرانديب بشد و به دريا اندر شد و گور آدم عليه السلام را زيارت كرد و آن اثر هاء وى بدين و بسيار غزوها كرد ، و از سوى لب دريا بچين شد وز آن جا بما چين آمد و بتركستان اندر آمد و بروم شد وز آن جا بتركستان آمد و باز بسيستان آمد بر راه مكران ، به همه جاى غزو كرد . »
شرح مثنوى شريف ( فارسى ) — صفحة 1029 | بديع الزمان فروزانفر