هر جنسى بجنس خود ميل مىكند و مانوس مىشود و بر توجيه نخستين اعتراضها كردهاند ، گروه اولين مىگفتهاند كه دندههاى سوى چپ از راست يكى كمتر است براى آن كه حوا را از دندهى چپ آفريدهاند ، سخنى است كه مخالف علم تشريح است .
آرامش مرد بزن يكى از جهت حاجت جنسى است ، حصول اين آرامش بر هيچ كس پوشيده نيست و پايهى پيوند جنس نرينه به مادينه برين آرامش قرار دارد آن گاه انس و الفت بحصول مىپيوندد و از آن نيز آرامش ديگر متولد مىگردد ، احتياج مرد به ترتيب امور منزل و نظم معيشت هم سبب وجود آرامش ديگرى است زيرا مردان بواسطهى اشتغال به كار و كسب و كارهاى بيرونين بمساعدت زنان در تدبير منزل نيازمنداند و زنان شريك معاش آنها هستند .
آدم و حوا مثالى است از جنس مرد و زن و شخص آدم ابو البشر و حوا مادر عالميان بتنهايى مقصود نيست ، مولانا ازين آيه استدلال مىكند كه نياز مرد به زن از جمله امور طبيعى و نتيجهى آفرينش ايزدى است و هيچ مردى نمىتواند ازين حكم سر باز زند و بناچار خواستار زن است تا حاجت طبيعى و اجتماعى خود را بر آورد ، صوفيان اين آرام گرفتن را نوعى از ابتلا و دليل آن كه انس خلق به حق ممكن نيست ، فرض مىكنند .
جع : تفسير طبرى ، طبع مصر ، ج 9 ، ص 90 ، تبيان طوسى ، طبع ايران ، ج 1 ، ص 774 ، كشاف ، طبع مصر ، ج 1 ، ص 521 ، تفسير امام فخر رازى ، طبع آستانه ، ج 4 ، ص 491 - 487 ، تفسير بيضاوى ، طبع ايران ، ص 159 ، حقائق سلمى ، لطايف الاشارات از ابو القاسم قشيرى .
رستم زال ار بود وز حمزه بيش * هست در فرمان اسير زال خويش
زال : كسى است كه موى سر و رويش سپيد باشد ، زال پدر رستم پهلوان