تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى شريف ( فارسى ) — صفحة 1028

مساهمون:

ص١٠٢٨
نامور سيستانى و پسر سام نريمان را هم بدان سبب كه بهنگام زادن موى ، سر و رويش سپيد بود ، زال ناميدند . حمزه : حمزه بن عبد المطلب كه كنيه‌ى او ابو يعلى يا ابو عماره بود ، عموى حضرت رسول اكرم است ، كه در سال دوم بعثت ايمان آورد و اسلام را نيرومند ساخت و در نيمه‌ى شوال سال سوم هجرت در جنگ احد شهادت يافت ، وى از يلان و تهمتنان عرب و دليران اسلام بود ، در جنگ بدر و احد با دو شمشير حرب مىكرد و درين دو جنگ بسيارى از دلاوران قريش را بقتل رسانيد ، و پيش از آن كه در حرب احد شهادت يابد سى و يك تن را كشته بود ، علامت او در جنگ پر شتر مرغى بود كه بر خود خويش مىبست ، مسلمانان او را سيد الشهداء و اسد اللَّه مىنامند ، او بوقت شهادت پنجاه و هفت ساله يا پنجاه و نه ساله بود و دو سال از حضرت پيمبر ( ص ) بزاد بزرگ تر بود ، اسد الغابه ، طبع مصر ، ج 2 ، ص 50 - 46 ، الإستيعاب ، طبع حيدر آباد دكن ، ج 1 ، ص 103 - 101 . مولانا داستانى بسيار ممتنع و موثر از دليرى و بىباكى حمزه در دفتر سوم مثنوى آورده و بىگمان مقصود او از حمزه در بيتى كه اكنون مورد بحث ماست ، حمزه عموى حضرت رسول ( ص ) بوده است . پس از آن كه بر اثر نفوذ تعليمات اسلامى در الغاء امتيازات نژادى ( مگر در مورد قريش كه خلافت نزد عامه‌ى مسلمين مخصوص آنهاست و قرابت رسول كه موضوع ماليات خمس است ) و مذمت افتخار به نسب و گوهر و تبديل افتخارات بفضائل دينى و نفسى و امتزاج نژادها از تازى و پارسى و تركى و هندى و يونانى و بربرى و جز آن و تاثير تصوف كه مبناى آن بىاعتنايى و پشت پا زدن بجميع افتخارات مادى و معنوى و ناديدن خود و خودى است ، داستانها و يا حماسه‌هاى قومى و ملى متروك گرديد و جاى خود را بداستانهاى حماسى و قهرمانى دينى داد ، مسلمانان ايرانى قصه‌هاى شگفت از پهلوانى حمزه و جنگهاى او در روزگار