تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى شريف ( فارسى ) — صفحة 1020

مساهمون:

ص١٠٢٠
اسپانخ خويشم دان با ترش پز و شيرين * با هر چه شدم پخته تا با تو بپيوستم
ديوان ، ب 15339
ديگ توم خوشى دهم چونك اباى خوش پزى * ور ترشى پزى ز من هم ترشى بر آورى
همان مأخذ ، ب 26223
كفر گفتم نك به ايمان آمدم * پيش حكمت از سر جان آمدم
خوى شاهانه‌ى ترا نشناختم * پيش تو گستاخ خر در تاختم
چون ز عفو تو چراغى ساختم * توبه كردم اعتراض انداختم
مىنهم پيش تو شمشير و كفن * مىكشم پيش تو گردن را بزن
از فراق تلخ مىگويى سخن * هر چه خواهى كن و ليكن اين مكن
خرد در تاختن : بكنايت ، بىادبى كردن ، اسراف ورزيدن . نظير : خر دراز بستن : اسراف كردن در لاف و گزاف . خر در خرابى كردن : فراخ رفتارى در كارى خاصه در خوردن . تعبيرى متداول در محاورات اهل بشرويه . شمشير و كفن پيش كسى نهادن : بكنايت ، مبالغه در عذر خواستن . به لحاظ آن كه تقصير كاران و تهمت زدگان ، كفن مىپوشيدند و شمشير به گردن مىافكندند و يا شمشير و كفن با خود براى بخشايش نزد حكام مىبردند يعنى كه اگر نمىبخشايى بدين شمشير بكش و بدين كفن در پيچ كه من خود آماده‌ى كيفر هستم . نظير : تيغ و كفن در بغل كردن ، با تيغ و كفن پيش كسى رفتن يا آمدن ، كفن و تيغ بدست گرفته آمدن : « جملگى رنود و اوباش صفات ذميمه‌ى نفس ، كارد و كفن عجز بر گيرند و بدر تسليم و بندگى در آيند و گويند ربنا ظلمنا انفسنا اگر قصابى بكش و گر سلطانى ببخش .
شرح مثنوى شريف ( فارسى ) — صفحة 1020 | بديع الزمان فروزانفر