زن در آمد از طريق نيستى * گفت من خاك شمايم نه ستى
نيستى : ناديدن خود ، ضد : خود بينى . فروتنى ، مقابل : كبر ، در تعبيرات مولانا ، مخالف : هستى .
خاك : مجازا ، خوار ، عاجز .
شما : ضمير دوم شخص جمع است كه براى احترام در مفرد نيز استعمال مىشود .
ستى : مخفف ستى ، كلمهاى است نظير بانو و خانم كه در اول اسم زنان به كار مىبرند ، بعقيدهى ى بعضى غلط و يا لفظى عاميانه است ، در توجيه اين كلمه مىگويند كه معنيش اينست : ياست جهاتى ، ( اى شش جهت من ) يعنى تو مالك منى و بر وجود من مانند شش جهت احاطه دارى ، عقيدهى ديگر آنست كه مخفف : سيدتى - است يعنى اى بانوى من . بهاء زهير از شعراى عرب گفته است :
بروحى من اسميها بستى * فينظرنى النحاة به عين مقت
يرون باننى قد قلت لحنا * و كيف و اننى لزهير وقتى
و لكن غاده ملكت جهاتى * فلا لحن إذا ما قلت ستى
درين قطعه اشارهاى بتوجيه نخستين كرده است . تاج العروس ، معيار اللغه ، شفاء الغليل ، در ذيل : ست ، ستى .
اظهار فروتنى در برابر كبر و خود پرستى و عجز در مقابل زور و قدرت و بردبارى بجاى خشم ، وسيلهاى است خردمندانه كه موجب تخفيف و يا درهم شكستن خود بينى و زور آورى و خشمگينى مىشود و بر خلاف آن ، نمايش كبر و زورمندى و غضب ، موجب تحريك و هيجان آن صفات است در جهت مقابل براى آن كه اين اوصاف زشت ، شاخههاى درخت قوى و ريشه دار حب