تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى شريف ( فارسى ) — صفحة 1015

مساهمون:

ص١٠١٥
مكنون : نهفته ، گوهرى كه از غايت نفاست آن را نهفته مىدارند .

[ مراعات كردن زن شوهر را و استغفار كردن از گفته خويش ]

زن چو ديد او را كه تند و توسن است * گشت گريان گريه خود دام زن است
گفت از تو كى چنين پنداشتم * از تو من اوميد ديگر داشتم
توسن ، اسب و استر سركش ، وحشى و رام نشونده ، هر سركش خواه از جنس مردم و يا از جنس حيوان . گريه كردن ، حالتى است ناشى از عجز و نداشتن قدرت ، نسبت بامرى كه از دست رفته و باز يافتن آن ممكن نباشد و يا بدشوارى بدست آيد مانند گريستن بر مرگ عزيزان و حدوث علتها و بيماريها و يا فقدان اموال و گاه در برابر قدرت و زورى كه برابرى با آن ، صورت نپذيرد و انتقام ممكن نگردد و بدين سبب كسى كه قدرت و توانايى بر كين توزى دارد و يا مىتواند مثل آن چه را فوت شده است ، بدست آورد بحسب عادت ، گريه نمىكند ، گاهى نيز قوت طبع و قدرت اخلاقى مانع ظهور گريه مىشود كه ا ، نيز نوعى از توانايى و خلاف عجز و درماندگى است ، زنان در بسيارى از اجتماعات محكوم مردان بوده‌اند و هنوز هم هستند و مردم بطور كلى بمردان حق مىداده‌اند كه نسبت بزنان زورگويى كنند ، فرياد زنان درين گونه اجتماعات بجايى نمىرسيد بدين سبب آنها ناچار بودند كه از راه اخلاق و تحريك عواطف بمقابله قدرت مردان پيش روند ، ترحم و دل سوزى بر عاجزان و درماندگان ، خلقى است كه بنحو اغلب در بشر وجود دارد ، گريه نمودار عاجزى و درماندگى است و زنان از اين راه ، پيش باز قدرت مردان مىرفتند و آنها را بدام مىآوردند .
شرح مثنوى شريف ( فارسى ) — صفحة 1015 | بديع الزمان فروزانفر