تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى شريف ( فارسى ) — صفحة 1012

مساهمون:

ص١٠١٢
خيرى دارد آن انتظار متوجه خداست و بخلق تعلق ندارد و چنين طمعى مورد مذمت نتواند بود . ظاهرا ، نظر بدين توجيه ، بعضى از شارحان مثنوى فرض كرده‌اند كه گفتار اعرابى در حقيقت دفاع مولاناست از روش پيران طريقت كه وجوه و نذور را مىپذيرفته‌اند و يا توانگران را بوقف املاك بر خانقاه مىخوانده‌اند .
اى دريغا مر ترا گنجا بدى * تا ز جانم شرح دل پيدا شدى
اين سخن شير است در پستان جان * بىكشنده خوش نمىگردد روان
مستمع چون تشنه و جوينده شد * واعظ ار مرده بود گوينده شد
مستمع چون تازه آمد بىملال * صد زبان گردد به گفتن گنگ و لال
چون كه نامحرم در آيد از درم * پرده در پنهان شوند اهل حرم
ور در آيد محرمى دور از گزند * بر گشايند آن ستيران روى بند
گنجا : مخفف گنجايش ، حالتى حاصل از قبول ظرف نسبت به مظروف ، حالت ريختن و در آوردن چيزى در جايى تنگ ، مجازا ، استعداد و آمادگى ظرفيت ، در محاورات كنونى ، اين كلمه به شكل صفت فاعلى نيز به كار رفته است ، نظير : « و عيب و نقصان در كمال وى گنجاى نه . » كشف الاسرار ، انتشارات دانشگاه طهران ، ج 1 ، ص 342 . سخن گفتن يا به قصد ارشاد و هدايت و يا بر انگيختن و بر آغاليدن و يا مشغول داشتن مستمع است و يا براى خود نمايى و فضل فروشى گوينده و امثال آنهاست و در تمام اين موارد توجه و نيوشيدن و گوش فرا داشتن از سوى شنونده شرط است ، حسن استماع ، نشانه‌ى توفيق و كاميابى سخنور است ، ناپروايى و بىالتفاتى مستمع ، از ناكامى و سوء تشخيص قائل حكايت مىكند ، گوينده‌اى كه مستمع خوب ندارد مانند كسى است كه بشتاب راهى را مىپيمايد و ناگهان