تلخى كش : كسى كه رنجها و سختيها را تحمل مىكند .
گل شكر : تركيبى است از گل سرخ ( ورد احمر ) و مواد قندى و شيرين بدين گونه كه گل سرخ را از تخم و برگهاى سبز اطراف آن خوب پاك مىكنند و با دست مىفشارند تا نرم و سوده شود آن گاه با نيمهى كله قند در تغار يا لاوك مىسايند و تا سه روز هر صبح و شام بر هم مىزنند سپس چهل روز در آفتاب مىگذارند و اگر شيرينى آن كم باشد مىافزايند ، مقدار شيرينى بايد چهار برابر وزن گل باشد ، هر گاه بخواهند مىتوانند بجاى شكر يا قند ، عسل مصفا و كف گرفته به كار برند ، قدما گل شكر را بعنوان مسهل از هشت تا دوازده مثقال تجويز مىكردند و بدرقهى آن را سكنجبين مىدادند . نوع قندى را ( گلقند ) و نوع عسلى را ( گل انگبين ) و به عربى ( جلنجبين ) مىگويند ، ورد مربا نيز همين گل شكر است . جع : تحفهى حكيم مومن ، باب ششم از قسم ثانى :
ز گل شكر لفظ و تفاح خلقش * شماخى نظير صفاهان نمايد
ديوان خاقانى ، ص 131 طمع ، چشم داشت و توقع نفع و امرى دل خواه است از كس ديگر و مورد آن ، بيشتر چيزهاى فرومايه و خسيس مادى است و از اين رو مذموم و ناپسندش مىشمارند كه انسان از شخصى كه در حاجت همتاى اوست توقع دارد كه چيزى به دو برسد ولى هر گاه اين توقع براى مصارف خير و امور عام المنفعه باشد مذموم نيست و بسيار پسنديده است مانند درخواست مساعدت براى بهبود زندگى فقيران و مداواى بيماران و امثال آنها اما از نظر صوفى كه بسبب غلبهى احكام توحيد ، نقش غير و غيريت را بر انداخته است و جز خدا همه را نيست و نابود مىبيند و آفرينش را قالب و شبحى كه مجراى قدرت الهى است مشاهده مىكند ، توقع و طمع به غير حق تعلق نمىگيرد بنا بر اين ، او از هر كس كه انتظار