مصقول : صيقل زده ، صيقلى ، پاك و بىزنگ .
اين حكايت را به تفصيلى كه مولانا نقل مىكند تا كنون در هيچ مأخذ نيافتهام ، ابو جهل ، نمونهى انكار و مخالفت با پيمبر ( ص ) و ابو بكر نمودار تصديق و اقرار است ، اولين با ديدن شواهد نبوت و معجزات ايمان نياورد و بر انكار و ستيزهگرى افزود و دومين معجزهى نخواست و ايمان آورد :
آن ابو جهل از پيمبر معجزى * خواست همچون كينهور تركى غزى
ليك آن صديق حق معجز نخواست * گفت اين رو خود نگويد جز كه راست
مثنوى ، ج 4 ، ب 350 ، 351 نيز ، جع : احاديث مثنوى ، انتشارات دانشگاه طهران ، ص 27 .
محمد غزالى در توصيف حضرت رسول اكرم مىگويد : كانت شمائله و احواله شواهد قاطعه به صدقه حتى ان العربى القح كان يراه فيقول ما هذا وجه كذاب . ( شمايل و احوال وى بر صدق ادعايش گواهان قاطع بودند چنان كه يك تن عرب خالص شهر ناديده او را مىديد و مىگفت اين روى از آن مردى دروغ باره نيست . ) احياء العلوم ، طبع مصر ، ج 2 ، ص 256 .
مضمون بيت ( 2370 ) شبيه است بگفتهى ابن الرومى از شعراى عرب :
انا كالمرآه القى * كل وجه بمثاله
و اين قطعه از منصور فقيه :
ان المراه لا تريك * خموش وجهك فى صداها
و كذلك نفسك لا تريك * عيوب نفسك فى هواها
ظ : ان المرايا . التمثيل و المحاضره ، طبع مصر ، ص 301 . ظاهرا اين مضمون مأخوذ است از حكايت ذيل : و قالت له امرأة معروفة بالمجون و السرف على نفسها يا شيخ ما اقبح وجهك فقال لها