آتشش سوزا كه دارد اين گمان * بر خداى خالق هر دو جهان
عادل : در صفات خدا ، بدين معنى است كه او از كار زشت و فعل قبيح و اخلال بواجب منزه است ، و در وصف بشر ، مراد كسى است كه عمل او مطابق شرع باشد و يا آن كه از كباير بپرهيزد و بر صغائر اصرار نورزد . كشاف اصطلاحات الفنون ، در ذيل : عداله ، عدل .
بىدل : مجازا ، بىصبر ، بىقرار ، ناشكيب .
گفتيم كه حقيقت درويشى بىنيازى از خلق و نيازمندى به حق است كه ثمرهى آن ، استغنا و توانگرى واقعى و راستين است ، مردم به حكم حس و آن چه در معيشت روزانه با آن روبرو هستند ، تصور مىكنند كه توانگرى آنست كه مال و منال بيشتر بدست آورند در صورتى كه بيشى ثروت ، مولد حاجت افزون تر است از نگهدارى مال و نگرانى از تباهى آن ، و غم آن كه دزد ببرد و وام دار بازش ندهد و نظاير آن . بدين جهت ، صوفيان ، توانگرى را از صفات و احوال قلب مىشمارند و فزونى ثروت را دليل غناى قلب نمىانگارند ، حضرت رسول اكرم ( ص ) نيز فرموده است : ليس الغنى عن كثرة العرض و لكن الغنى غنى النفس . ( توانگرى به بسيارى مال نيست و ليكن بىنيازى آنست كه جان بىنياز باشد . ) جامع صغير ، طبع مصر ، ج 2 ، ص 135 .
ولى اين حقيقت را هر كسى در نمىيابد و ادراك آن را چشمى ژرف بين و واقع نگر در بايد ، بدين جهت ، مولانا كار درويشى را بيرون از پنداشت و فهم عادى فرض مىكند .
آن روزى ژرف كه از خداى بزرگ و جليل بدرويشان مىرسد همان حالت استغناى قلبى و اعتماد بر حق است كه برتر و گرامى تر از ملك دو جهان است ، آن گاه بر مطلوب خود بدين گونه دليل مىآورد كه خدا را عادل مىگوييم ، عدل