تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى شريف ( فارسى ) — صفحة 1003

مساهمون:

ص١٠٠٣
مستور دارد ، اين كاهش و نقص فضيلت در كسى كه بمال و منال مىنازد موجود است ولى مردم طماع آن را ادراك نمىكنند زيرا طمع خود از محبت مال و ثروت در دل پديد مىآيد و بنا بر اين ، طماعان و توانگران در كمبود شخصيت شريك يكديگراند و طمع قدر جامع و صفت مشتركى است كه آنها را با هم پيوند مىدهد . اين مقصود نزديك است بگفته‌ى مسروق بن الاجدع از شاعران عرب .
بان ثراء المال ينفع ربه * و يثنى عليه الحمد و هو مذمم
ربيع الابرار ، باب المال و الكسب نظير آن از كليله و دمنه : « و هر كلمتى و عبارتى كه توانگرى را مدح است درويشى را نكوهش است ، اگر درويش دلير باشد بر حمق حمل افتد و اگر سخاوت ورزد به اسراف و تبذير منسوب شود و اگر در اظهار حلم كوشد آن را ضعف شمرند و اگر بوقار گرايد كاهل نمايد و اگر زبان آورى و فصاحت نمايد بسيار گوى نامند و گر بمأمن خاموشى گريزد مفحم خوانند . » كليله و دمنه ، چاپ مينوى ، ص 175 . حديث ذيل ، نيز اين معنى را افاده مىكند : العلم و المال يستران كل عيب و الجهل و الفقر يكشفان كل عيب . « دانش و خواسته هر عيبى را مىپوشاند و نادانى و تهيدستى از روى عيبها پرده بر مىگيرد . ) جامع صغير ، طبع مصر ، ج 2 ، ص 69 .
كار درويشى وراى فهم تست * سوى درويشى بمنگر سست سست
ز آن كه درويشان وراى ملك و مال * روزيى دارند ژرف از ذو الجلال
حق تعالى عادل است و عادلان * كى كنند استمگرى بر بىدلان
آن يكى را نعمت و كالا دهند * وين دگر را بر سر آتش نهند