مادرت از دوك رشتن گرد كرد * يا پدر از دانه كشتن گرد كرد
مصيبت نامه ، طهران ، ص 159 باد و بروت : چنين است در نسخهى موزهى قونيه ، مشهور « باد بروت » است به اضافهى جزو اول نه عطف جزو دوم بر جزو اول ، مطابق چاپ ليدن و نسخ ديگر .
مركب است از ( باد ) كه مجازا در معنى كبر و خود نمايى استعمال مىشود و ( بروت ) معادل سبلت در عربى و ( سبيل ) در محاورات كه موى پشت لب را گويند ، بروت و سبلت نمودار مردى و قوت جسمانى و پهلوانى است ، باد در سبلت انداختن ، تعبيرى است نظير : باد بروت . در مورد زنان ( باد گيسو ) مىگفتهاند . آنندراج .
مضمون بيت ( 2318 ) نزديك است بمفاد مثل : گدا متكبر . سعدى مىگويد :
تواضع ز گردن فرازان نكوست * گدا گر تواضع كند خوى اوست
بوستان ، طبع بمبئى ، ص 101 مصراع دوم از بيت ( 2319 ) مقتبس است از آيهى شريفه :
وَ إِنَّ أَوْهَنَ الْبُيُوتِ لَبَيْتُ الْعَنْكَبُوتِ
. ( هر آينه سستترين و بىبنيادترين خانهها خانه تنندو است ) العنكبوت آيهى 41 .
از قناعت كى تو جان افروختى * از قناعتها تو نام آموختى
گفت پيغمبر قناعت چيست گنج * گنج را تو وا نمىدانى ز رنج
اين قناعت نيست جز گنج روان * تو مزن لاف اى غم و رنج روان
گنج روان : بگفتهى فرهنگ نويسان ، گنج قارون است براى آن كه پيسوته در درون زمين حركت مىكند و يا فرود مىرود ، ظاهرا ، مقصود گنجى است كه از زر و سيم خالص و سكهى رائج نهاده باشند نه سكهى قلب و مغشوش ،