ناموس كيش : ريا كار و خود فروش ، كسى كه به ظاهر زاهد و به باطن دنيا دوست است ، ناموس : تظاهر بزهد و عبادت دروغ و نيز مرادف است با ننگ و نام .
ترهات : راههاى باريك كه از جاده و شاه راه جدا و منشعب گردد ، مجازا سخنان پوچ و بىفايده ، جمع ترهه كه ظاهرا معرب ( توراهه ، دو راهه ) است اين كلمه باتفاق اهل لغت پارسى معرب است .
خاص در بند لذت و شهوات * عام در بند هزل و تراهات
حديقهى سنايى ، ص 187 اين بيت قرينهاى بر اصل فارسى آن تواند بود .
جع : جمهره اللغه ، در ذيل : بسابس . صحاح اللغه ، لسان العرب ، تاج العروس ، الالفاظ الفارسيه ، در ذيل : تره ، ترهه ، شرح مطرزى و شريشى بر مقامات حريرى ، مقامهى يازدهم .
طمطراق : كر و فر و خود نمايى ، نمايش شكوه و جلال بدروغ . ظاهرا اين كلمه ، مركب است از : ( طرنب ) و يا ( تمب ) از مصدر طرنبيدن و تمبيدن و تنبيدن بمعنى فرو ريختن سقف خانه با آواز سهمناك كه دوم در لهجهى اهل بشرويه و طبس و كرمان مستعمل است و در لهجهى شيرازى ( رمبيدن ) به كار مىرود ، در لهجهى اهل بشرويه ( تنبست ، ترنبست ) حكايت صوت خرابى سقف خانه است ، جزو دوم ( طراق ) بمعنى شكافتن بهماره آواز بلند همان ( تراك ) است كه طرقيدن و ترقيدن و تركيدن مصدر آن است ، در بشرويه براى حكايت صوت شكافتن چيزى و يا ريختن آب در روغن جوشان ( طرقست ) مىگويند ، اشكنه او طرقست ، درين لهجه نوعى از اشكنه است كه با رب انار مىسازند و تخم مرغ در آن نمىاندازند پس آب و روغن و رب انار است و گوشت يا تخم مرغ با آن تركيب نشده است و خورنده بسر و صداى آب و