تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى شريف ( فارسى ) — صفحة 985

مساهمون:

ص٩٨٥
مرغ سحر شناعت از آن زد چو مصريان * كان صاع عيد ديد ببار سحر درش
ديوان خاقانى ، ص 221 توافق اخلاقى در زناشويى امرى مهم است ، فقها ( كفائت ) را شرطى مستحسن در ازدواج شمرده‌اند ، كفائت آنست كه زن و مرد از يك طبقه و از لحاظ خانواده و ثروت كفو و نظير يكديگر باشند ، چنين مرد و زنى مقدمات و محيط تربيت آنها اغلب بهم نزديك است ، مثل هم فكر مىكنند ، آرزوها و مقاصد مشترك دارند ، بر يكديگر به چشم حقارت نمىنگرند ، اين يكى برترى مقام و ثروت خاندان خود را برخ آن ديگرى نمىكشد و بالطبع يا هيچ اختلافى در سليقه ندارند يا اختلافشان اندك است . بدين سبب جفت يعنى زن يا مرد بايد كه هم صفت و هم خو باشد تا اختلاف و دوگانگى در ميان نيايد و زندگى آنها خوش و شيرين شود ، مولانا اين نكته را با مثالى از كفش و موزه و دو لنگه‌ى در و بار ، روشن مىسازد كه هر گاه ناهمتا و نابرابر باشند ، موزه و كفش ، پا را آزار مىدهد و راه رفتن با زحمت و رنج صورت مىگيرد و در خانه استوار بسته نمىشود و بار به منزل نمىرسد چنان كه با وجود ناهمتايى و دوگانگى زن و مرد ، زندگانى بتلخى مىگذرد و سرانجام ممكن است بجدايى و طلاق كشد .

[ نصيحت كردن زن مر شوى را كه سخن افزون از قدم و از مقام خود مگو ]

زن بر او زد بانگ كاى ناموس كيش * من فسون تو نخواهم خورد بيش
ترهات از دعوى و دعوت مگو * رو سخن از كبر وز نخوت مگو
چند حرف طمطراق و كار و بار * كار و حال خود ببين و شرم دار
كبر زشت و از گدايان زشت‌تر * روز سرد و برف و آن گه جامه تر
چند دعوى و دم و باد و بروت * اى ترا خانه چو بيت العنكبوت
شرح مثنوى شريف ( فارسى ) — صفحة 985 | بديع الزمان فروزانفر