هر ساعت خويش را به مردن نزديك مىيابند از اين رو حريصاند هم بر خوردن و هم بر جمع مال و جبان مىشوند خواه در بذل جان و خواه در بذل مال ، حرص بر زيستن و مال اندوختن حالتى است كه اكثر پيران گرفتار آن هستند ، اين حقيقتى است كه بدان بايد اعتراف كنيم ولى علماء اخلاق بر خلاف اين ، تصور مىكنند كه چون مدت عمر پيران كوتاه است بنا بر اين بايد كه حرص نورزند و در بند جمع مال نباشند ، عامهى مردم نيز آزمندى پيران را ناستوده مىانگارند ، نصيحت اعرابى بزن خود ازين جنس است ، مولانا هم نظر بعقيدهى علماء اخلاق سخن مىگويد و حرص سال خوردگان را نكوهش مىكند .
جفت مايى جفت بايد هم صفت * تا بر آيد كارها با مصلحت
جفت بايد بر مثال همدگر * در دو جفت كفش و موزه در نگر
گر يكى كفش از دو تنگ آيد به پا * هر دو جفتش كار نايد مر ترا
جفت در يك خرد و آن ديگر بزرگ * جفت شير بيشه ديدى هيچ گرگ
راست نايد بر شتر جفت جوال * آن يكى خالى و اين پر مال مال
من روم سوى قناعت دل قوى * تو چرا سوى شناعت مىروى
مرد قانع از سر اخلاص و سوز * زين نسق مىگفت با زن تا به روز
مال مال : پر و لبريز ، مخفف مالامال . ظاهرا تركيبى است مشتق از ماليدن بمناسبت آن كه ظرفى كه پر مىشود سطح زبرين آن را با دست مىمالند تا مقدار زائد بيرون ريزد و آن سطح برابر افتد ، ممكن است از اصل عربى ( مالى مالى ) گرفته شده باشد ، مالى بتازى ظرفى پر و لبريز را گويند . لغات فرس ، صحاح الفرس ، فرهنگ نظام .
شناعت : عيب كسى را به روى او آوردن و نكوهيدن ، سرزنش كردن :