جواب گفت مر او را فصيح آن خانه * كه چند چند خبر كردمت بليل و نهار
بدان طرف كه دهان را گشادمى بشكاف * كه قوتم برسيدست ، وقت شد ، هش دار
همىزدى بدهانم ز حرص مستى گل * شكافهاى همه بستى سراسر ديوار
ز هر كجا كه گشادم دهان ، فرو بستى * نهشتيم كه بگويم ، چه گويم اى معمار
بدان كه خانه تن تست و رنجها چو شكاف * شكاف رنج بدارو گرفتى اى بيمار
ديوان ، ب 11977 ببعد هر دردى و المى از اختلال نظام عضو يا تمام بدن حكايت مىكند و بدين جهت رسول مرگ است زيرا آن چه خلل مىپذيرد در معرض فنا و زوال قرار دارد .
شب گذشت و صبح آمد اى تمر * چند گيرى اين فسانهى زر ز سر
تو جوان بودى و قانع تر بدى * زر طلب گشتى خود اول زر بدى
رز بدى پر ميوه چون كاسد شدى * وقت ميوه پختنت فاسد شدى
ميوهات بايد كه شيرين تر شود * چون رسن تابان نه واپس تر رود
تمر : ظاهرا مخفف تيمور است با حركتى در ( م ) ما بين ضمه و فتحه ، مولانا اعلام و اسامى اشخاص را گاه به صورت تكيه كلام و بدون ارادهى شخصى بخصوص استعمال مىكند ، مانند :