تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى شريف ( فارسى ) — صفحة 981

مساهمون:

ص٩٨١
علمى آن ادراك نمىكند و از اين رو كسانى كه از حيات برخوردارى بيشتر دارند از مرگ بيشتر مىترسند و يا بتعبير مولانا آن كه شيرين و خوش مىزيد تلخ مىميرد . بيون ، از فلاسفه‌ى يونان و شاگردان مكتب ارسطو ، مرگ را بعدم احساس تفسير كرده و نتيجه گرفته است كه آن ، در حد ذات خود ، درد آور نيست . تاريخ الفلاسفه ، مترجم از زبان فرانسه به عربى ، طبع آستانه ، ص 142 . نتيجه‌ى اخلاقى اين بحث كه مولانا بدان نظر دارد اينست كه رنجهاى سهل و سبك را تحمل بايد كرد تا بدين وسيله رنجهاى سخت و گران تحمل پذير شود ، اين گونه تمرين و ممارست كارى خردمندانه است براى آن كه تحمل دردهاى خوار مايه‌ى چندان دشوار نيست و همه كس بر تحمل آنها قادر است و هر گاه اين روش را معمول دارند تا طبع بدان خوگر شود مقاومت در برابر دردهاى صعب و كلان به آسانى ممكن مىگردد و بر خلاف اين ، هر گاه كه در رنج اندك ، جزع و بىتابى پيش آورند بىهيچ شك در موقع حدوث شدائد ، خود را مىبازند و راه چاره جويى را گم مىكنند . مضمون بيت ( 2301 ) را با تمثيلى بديع و نو آيين درين ابيات بيان كرده است :
يكى هميشه همىگفت راز با خانه * مشو خراب بناگه مرا بكن اخبار شبى بناگه خانه برو فرود آمد * چه گفت كجا شد وصيت بسيار نگفتمت خبرم كن تو پيش از افتادن * كه چاره سازم من با عيال خود بفرار خبر نكردى اى خانه كو حق صحبت * فرو فتادى و كشتى مرا بزارى زار
شرح مثنوى شريف ( فارسى ) — صفحة 981 | بديع الزمان فروزانفر