الذاريات ، آيهى 22 ) دليل اين مطلب است ، مولانا احوال مرغان را كه هرگز دانه نمىاندوزند و روزى مىخورند بعنوان شاهد ، ذكر مىكند ، اين معنى مقتبس است از حديث : لو انكم توكلتم على اللَّه حق التوكل لرزقكم كما يرزق الطير تغدو خماصا و تروح بطانا . ( اگر چنان كه بايد بر خدا توكل كنيد شما را روزى مىدهد چون روزى رسانيدنش بمرغان كه بامداد از لانههاى خود گرسنه پرواز مىگيرند و شب هنگام سير باز مىگردند . ) احاديث مثنوى ، دانشگاه طهران ، ص 169 .
باز را هنگام شكار بر روى دست مىگرفتهاند ، بيت ( 2294 ) اشاره بدينست ، مولانا مىفرمايد :
بشنيدم از هواى تو آواز طبل باز * باز آمدم كه ساعد سلطانم آرزوست
ديوان ، ب 4628 عيال اللَّه ، اشاره است به حديثى كه در شرح مثنوى شريف ، ج 2 ، ذيل : ب ( 627 ) ذكر كردهايم .
اين همه غمها كه اندر سينههاست * از بخار و گرد بود و باد ماست
اين غمان بيخ كن چون داس ماست * اين چنين شد و آن چنان وسواس ماست
بخار و گرد : مجازا ، آثار و لوازم ، علائم . بمناسبت آن كه بخار از لوازم و نشانههاى حرارت ، و گرد نتيجه و علامت بر خاستن باد است .
باد و بود : غرور و خود بينى ، تكبر و هستى ( بمعنى خود پرستى ) هستى و لوازم آن :
شاه گويد مر شما را از منست اين باد و بود * گر نباشد سايهى من ، بود جمله گشت باد
ديوان ، ب 7716