تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى شريف ( فارسى ) — صفحة 974

مساهمون:

ص٩٧٤
« جنود عقل » و « جنود جهل » در روايات معصومين عليهم السلام اشارتى به آميختگى قواى خير و شر ، در انسان است .

[ در بيان آن كه نادر افتد كه مريدى در مدعى مزور اعتقاد به صدق ببندد ]

ليك نادر طالب آيد كز فروغ * در حق او نافع آيد آن دروغ
او به قصد نيك خود جايى رسد * گر چه جان پنداشت و آن آمد جسد
چون تحرى در دل شب قبله را * قبله نى و آن نماز او روا
مدعى را قحط جان اندر سر است * ليك ما را قحط نان بر ظاهر است
ما چرا چون مدعى پنهان كنيم * بهر ناموس مزور جان كنيم
تحرى : جست و جوى آن چه سزاوار تر است از دو چيز ، طلب صواب ، جست و جوى قبله بوقت بىاطلاعى و فقدان مخبر ، از روى قرائن در اصطلاح فقها . مزور : چيزى ساخته بتزوير ، ساختگى ، دروغين ، سكه‌ى قلب و مغشوش :
هر وعده و هر قول كه كرد اين فلك و گفت * آن وعده خلاف آمد و آن قول مزور
ديوان ناصر خسور ، ص 158
چون زر مزور نگر آن لعل بدخشيش * چون چادر گازر نگر آن برد يمانيش
همان مأخذ ، ص 223 مراد مولانا آنست كه گاه سالكى بر سبيل ندرت ممكن است بواسطه‌ى اعتقاد پاك و نيت صافى و استوار خود ، بحقيقت و اصل شود و از تاثير صحبت شيخان مدعى بر كنار ماند و بدان گونه عاشق وار راه را در هم سپرد كه از دروغ مرد مزور آتش طلبش فرو ننشيند ولى اين حكم كلى نيست و بهر حال صحبت و همنشينى موثر است و از شيخان ريايى پرهيز بايد جست .