تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى شريف ( فارسى ) — صفحة 976

مساهمون:

ص٩٧٦
اندر اين عالم هزاران جانور * مىزيد خوش عيش بىزير و زبر
شكر مىگويد خدا را فاخته * بر درخت و برگ شب ناساخته
حمد مىگويد خدا را عندليب * كاعتماد رزق بر تست اى مجيب
باز دست شاه را كرده نويد * از همه مردار ببريده اميد
همچنين از پشه گيرى تا به پيل * شد عيال اللَّه و حق نعم المعيل
زير و زبر : مجازا ، اضطراب و نگرانى خاطر . فاخته : مرغى است خاكسترى و طوق دار ، شبيه بكبوتر وحشى ، خوش آهنگ و دير آميز . نعم المعيل : خوشا كفيل خانواده كه اوست . جواب مرد اعرابى ، مبتنى است بر دو نكته : يكى آن كه بد و نيك مىگذرد و آن چه در گذر است مورث غم نيست ، اين مضمون را در آثار پيشينيان هم فراوان مىتوان ديد :
بد و نيك بر ما همىبگذرد * نباشد دژم هر كه دارد خرد
شاهنامه‌ى فردوسى ، امثال و حكم دهخدا
كه نيك و بد اندر جهان بگذرد * زمانه دم ما همىبشمرد
همان مأخذ
دينار دهد نام نكو باز ستاند * داند كه على حال زمانه گذرانست
ديوان منوچهرى ، ص 9 اين انديشه منبعث از ناپايدارى اوضاع است ، مذاهب و اديان نيز براى تحريض بر امور اخروى آن را تاييد و تاكيد كرده‌اند . دوم ، اعتماد بر رزاقى و روزى رسانى حق تعالى ، مطابق عقيده‌ى مسلمانان رزق از سوى خدا ضمان شده است و آيات قرآنى مثل : الانعام ، آيه‌ى 151 ،